پرش به محتوا

جزوه کامل سیستم مدیریت تولید pdf

  • از

جزوه سیستم مدیریت تولید

دانلود فایل

 

جیمی براون خلاصه کتاب جیمز شیونان خلاصه کتاب جان هارن خلاصه کتاب سروش صغیری خلاصه کتاب مهدی غضنفری دانشگاه پیام نور علمی کاربردی دانشگاه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

؟ ً ‌ً ‌ً ً ‌():
ً ‌‌‌”” (). ‌«‌؟ ().
ً ‌‌‌‌‌‌(-). ً ً خلاصه کتاب سیستم مدیریت تولید

() :
ً ‌ 

 

(). ً ً ‌سطوح پایین تر. حتی اگر سطوح بالاتر به طور محکم در دست مهاجران یا دولت داخلی باقی بماند، یک سیستم مدیریتی ایجاد شد و این سیستم با تغییرات اندکی تا دوره پس از استقلال ادامه یافت. همانطور که ترنر و هولم استدلال می کنند (1997، ص 222):
در کشورهایی مانند بنگلادش، قوانین اداری کنونی معمولاً همان قوانینی است که 50 تا 100 سال پیش توسط بریتانیایی ها ارائه شده است. کارمندان دولتی آسیای جنوبی معمولاً ادعا می کنند که “سیستم آنها از “سیستم بریتانیا” پیروی می کند: چنین ادعاهایی با افتخار مطرح می شوند و برای نشان دادن شجره و کیفیت خدمات ملکی آنها هستند. با این حال، آنها توجه ندارند که آنها بر اساس مدل استعماری بریتانیا (به جای مدل جزوه سیستم مدیریت تولید  بریتانیا) هستند و 50 سال بعد، ممکن است اصلاحات مطلوب باشد.
پس از استقلال، سیستم از کارمندان دولت استعماری در سطوح پایین به افسران ارشد در خدمات عمومی تبدیل شدند، اغلب به دلیل اصل ارشدیت که به سختی از دولت استعماری به دست می‌آمد، اما برای نقش جدید خود مجهز نبودند. بوروکراسی بزرگ و مهم بود اما از حمایت نهادی برای کار مؤثر برخوردار نبود. همانطور که روت استدلال می کند (1996، صفحات 151-2):
سیاست های مداخله گرایانه توسط دولت های پس از استقلال به عنوان راه هایی برای تحکیم حمایت سیاسی مورد استقبال قرار گرفت. گسترش نقش اقتصادی دولت منابعی را برای پاداش دادن به پیروان در اختیار تولید قرار داد. در حالی که پاداش‌ها می‌توانند اشکال مختلفی داشته باشند، در دسترس بودن قوانین تبعیض‌آمیز، حمایت از تعرفه‌ها، حمایت‌های قیمتی، و نقل و انتقالات مالی و مالی مستقیم، همگی موجب تشویق رانت‌طلبی و طرفداری می‌شوند. حمایت، خویشاوندی و فساد ناشی از این امر باعث شد تا دولت توسط گروه‌های ذی‌نفع خصوصی و محدود تسخیر شود. پس از دستگیری، دولت ها قادر به اجرای سیاست هایی نبودند که به نفع کل جمعیت باشد.
صرف نظر از ایدئولوژی، شکل حکومتی که اتخاذ می‌شد، شبیه رژیم‌های استعماری بود، که این امر را برای جوامع در حال توسعه دشوار می‌کرد.

222 مدیریت و اداره عمومی
غلبه بر میراث استعماری این مشکل از آنجا تشدید شد که بوروکراسی اغلب تنها منبع تخصص و دانش بود، به ویژه از نوع حرفه‌ای و فنی، و می‌توانست حتی زمانی که دولت قوی و احزاب سیاسی رقیب وجود داشت، تسلط یابد. شیوه مدیریت دولتی برای کارمندان دولتی و شهروندان به طور یکسان آشنا شد. بوروکراسی وبری در کشورهای در حال توسعه زمینه های حاصلخیزی پیدا کرد، اما این امر، به ویژه هنگامی که با نهادهای سیاسی توسعه نیافته ترکیب می شد، بدون مشکل نبود. همانطور که گریندل استدلال می‌کند، چه به دلیل پیوند مصنوعی و جزئی نهادهای غربی توسط قدرت‌های استعماری یا ویرانی‌های فقر مزمن بخش عمومی، حکومت توسط رهبران فاسد، یا ناتوانی و زوال نهادی، نهادهای دولتی در اکثر کشورهای در حال توسعه هرگز به خوبی کار جزوه سیستم مدیریت تولید . (2000، ص 189).
همانطور که اسمیت استدلال می‌کند، «ویژگی جهانی دولت استعماری این بود که بوروکراسی‌ها را توسعه داد و در عین حال قوه مقننه، احزاب، شوراهای محلی را نادیده گرفت.
و سایر نهادهایی که قادر به حفظ کنترل و پاسخگویی هستند.» (1996، ص 181). یک سیستم اداری می‌تواند در بیشتر قرن بیستم در جهان توسعه‌یافته کار کند، اگرچه با محدودیت‌هایی که در فصل‌های قبلی مورد بحث قرار گرفت. اما هنگامی که بوروکراسی تنها بازیگر نهادی سیستم یافته است، یک عدم تعادل جدی می تواند و وجود داشته باشد. مدیریت مستلزم این است که دستورالعمل ها به وضوح ارائه شود تا مدیر بتواند آنها را اجرا کند. اما اگر دستورالعمل ها روشن نباشد، به دلیل نارسایی های سیستم سیاسی، یا اگر رهبران سیاسی نامنظم باشند، همانطور که اغلب اتفاق می افتاد، بوروکراسی قدرت پیدا می کند. وقتی بوروکراسی، به ویژه تولید اداری، قدرتمندترین بازیگر نهادی است که بدون محدودیت سیاسی بر آن حکومت می کند. اما از نظر استراتژیک، بدون کمک رهبری سیاسی که فرض می‌شود دستورالعمل‌های اداری در سیستم‌های دیگر ارائه می‌کند، بی‌سکان است. جدایی سیاست از مدیریت ممکن است برای مدت طولانی در کشورهای توسعه یافته موفقیت آمیز بوده باشد، اما در کشورهای در حال توسعه این اصول به دلیل توسعه نیافتگی نظام سیاسی ناکافی بود. تنها در صورتی که نظام‌های سیاسی و اداری در نوعی توازن قرار می‌گرفتند، نسخه ویلسون می‌توانست مفید باشد.
در نتیجه، ادارات کشورهای در حال توسعه بوروکراسی واقعی بودند، یعنی دولت به اداره، دولت توسط مقامات. حتی ممکن است یک “شیوه تولید بوروکراتیک وجود داشته باشد که در آن، همانطور که اسمیت استدلال می کند (1996، صفحات 235-6):
بوروکراسی ابزارهای تولید را از طریق دولت کنترل و مدیریت می کند. سازماندهی لازم را فراهم می کند. فرصت‌های شغلی بوروکراتیک را با ایجاد نهادهای عمومی که به مدیران دولتی نیاز دارند – هیئت‌های بازاریابی، شرکت‌های توسعه و سایر سازمان‌های شبه دولتی و شرکت‌های تابعه آن‌ها را افزایش می‌دهد. این ایدئولوژی مالکیت دولتی و برنامه ریزی را بیان می کند. ابزار بازتولید خود را با واگذاری فرصت های نامتناسب به فرزندان بوروکرات ها برای کسب صلاحیت های لازم برای ورود به مشاغل بوروکراتیک و در نتیجه طبقه جدید سازماندهی می کند.
بوروکراسی مالکیت انحصاری دانش فنی ‌‌‌()
‌«» ‌‌‌‌‌‌ ً سیستم مدیریت تولید

‌().
ً ‌‌‌‌‌‌که می‌توان از شرکت‌های دولتی برای پیشبرد آرمان سوسیالیسم استفاده کرد، طبیعی بود که تانزانیا یا بنگلادش بخش بزرگی از شرکت‌های دولتی را توسعه دهند. اندونزی حتی در قانون اساسی خود به شرکت های دولتی نقش محافظت شده ای داده است. هند صنعتی شدن را کلید کاهش فقر و مالکیت دولتی بر صنعت به عنوان ابزار کنترل صنعت می دانست.
بسیاری از اتکا به شرکت های دولتی نابجا بود و نتایج آن چیزی نبود که انتظار می رفت. بسیاری از بنگاه های دولتی به جای اینکه به عنوان عامل توسعه ملی خدمت کنند، تنها در خدمت منافع مدیران و کارگران خود جزوه سیستم مدیریت تولید . در سال 1991، شرکت های دولتی 23 درصد از اشتغال رسمی را در آفریقا و تنها 3 درصد را در آسیا به خود اختصاص دادند، در حالی که هر چه کشور فقیرتر باشد، اندازه نسبی بخش بزرگتر است (Turner and Hulme, 1997, p. 176). حتی اگر بتوان ادعا کرد که زیرساخت‌ها باید از طریق دستان عمومی فراهم شود، به نظر می‌رسد توجیه کمی برای مالکیت دولت بر کارخانه‌های جوت در بنگلادش، معادن در آفریقا یا خطوط هوایی ملی تقریباً در همه جا وجود داشته باشد.
در برخی کشورها، شرکت های دولتی تقریباً تمام فعالیت های اقتصادی را کنترل می کردند. از اواخر دهه 1960، بخش شرکت های دولتی در زامبیا حدود 80 درصد از کل فعالیت های اقتصادی را تشکیل می داد و بخش خصوصی 20 درصد باقی مانده را تشکیل می داد (Kaunga, 1993). این بخش با یک شرکت به نام زیمکو، یک شرکت هلدینگ، تشکیل شده بود که سایر شرکت ها را کنترل می کرد و به نوبه خود دولت، به ویژه رئیس جمهور زامبیا، زیمکو را کنترل می کرد. این بدان معناست که دولت، و به ویژه رئیس جمهور، می تواند بخش عمده ای از فعالیت های اقتصادی و همچنین سیاسی را کنترل کند. اگر موفقیت اقتصادی به دنبال داشت، بخش شرکت های دولتی مورد ستایش قرار می گرفت. با این حال، زامبیا نپذیرفت. از سال 1960 تا 1990 متوسط نرخ رشد سالانه منهای 1.9 درصد در مقایسه با میانگین افزایش واقعی 2.9 درصد برای سایر تولید کم درآمد وجود داشت (سیمپسون، 1994، ص 212). بدهی خارجی شرکت های دولتی در زامبیا 55 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 1986 بود (بانک جهانی، 1995، ص 314). این رقم بالایی برای کل بدهی خارجی برای هر کشوری است، اما این فقط سهم بدهی بخش شرکت های دولتی بود.
علیرغم برخی موفقیت ها، شرکت های دولتی در کشورهای در حال توسعه با سودآوری پایین، بازگشت سرمایه ضعیف و فقدان استراتژی مشخص می شوند. تعدادی از مشکلات وجود داشت: مدیران ضعیف آموزش دیده بودند و فاقد هدایت بودند. یک ساختار سازمانی ناکارآمد با «افرادی که رایج بود» وجود داشت. سیستم های کنترل مالی ناکافی؛ نظارت ضعیف دولت؛ دخالت سیاسی؛ و “سوء استفاده فرصت طلبانه” از شرکت های دولتی توسط افراد خصوصی، بوروکرات ها یا شرکای سرمایه گذاری مشترک” (Jorgensen, 1990, p. 62). در تانزانیا در مواقعی معادل 72 درصد سیستم آموزش و 150 درصد هزینه‌های بهداشتی بود (بانک جهانی، 1995، ص 1). در اوایل دهه 1980، محبوبیت ابزار شرکت عمومی رو به کاهش بود، که به دلیل برخی سؤالات کلی در مورد نقش اقتصادی دولت بود.
225 مدیریت دولتی در کشورهای در حال توسعه
خصوصی سازی توسط بسیاری از کشورهای در حال توسعه در دهه 1980 (). ‌‌‌‌-():
‌‌‌‌‌‌‌‌‌(-):
‌- ‌- ‌ً ‌‌‌