پرش به محتوا

جزوه کامل تئوری های مدیریت pdf

  • از

جزوه تئوری های مدیریت

دانلود فایل

 

 

 

 

پیام نور استیفن رابینز حسین نوروزی جمشید سالار دانلود جزوه کتاب تئوری های مدیریت پیشرفته دکتر رنگریز علمی کاربردی دانشگاه آزاد ارشد استخدامی دکترا ‌

 

 

 

 

 

 

 

 

() ً «» ‌‌ً : ‌‌‌‌‌‌ً ‌ً ‌‌‌‌: ً ‌‌‌‌‌‌‌‌«‌‌‌» (). (). (). ()، ً «‌». .
کلاس تئوری های مدیریت

‌- – ‌‌‌‌«» (-). – – ‌‌‌ 

 

() «» ‌‌‌‌‌ً ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ً ‌‌‌‌‌‌‌‌‌() ‌«‌ً ‌‌». ً ‌‌برتر تدارک بخش خصوصی حمایت کند (اگرچه فقدان شواهد مشابهی مبنی بر برتری بخش دولتی وجود دارد). و استدلال های ایدئولوژیک قانع کننده نیستند. استدلال ها و شواهد برای خصوصی سازی قوی نبود. اما، در تحلیل نهایی، هیچ استدلال جدی و پایداری از طرف طرفداران حفظ بنگاه‌های دولتی وجود نداشت، به جز بنگاه‌های نسبتاً ضعیف تاریخ و نقشی که زمانی در آنها به عنوان پیشبرد امر سوسیالیسم دیده می‌شد. شرکت‌های دولتی حامیان و حامیان خود را از دست داده بودند. اکنون به نظر می رسد توافق نسبتاً کلی وجود دارد که اداره شرکت های دولتی دیگر بخشی از تجارت اصلی دولت نیست.
کنترل و مسئولیت پذیری
هنگامی که هر سازمانی در دست دولت است، باید در مورد پاسخگویی آن سؤالاتی وجود داشته باشد. در تئوری (به فصل 13 مراجعه کنید)، تمام بخش های حکومت در برابر رهبری سیاسی و در نهایت به مردم پاسخگو هستند. مسئله جزوه مدیریت بحران زمانی دغدغه اصلی در مطالعات مدیریت دولتی شرکت های دولتی و مقامات قانونی بود، با هر گونه نگرانی در مورد مالکیت.
108 مدیریت و اداره دولتی
خیلی دیرتر می آید اگرچه سوال اصلی در حال حاضر قطعاً خصوصی سازی است، نگرانی در مورد پاسخگویی همچنان مهم است.
به گفته آهارونی، ناکارآمدی بنگاه‌های عمومی لزوماً نتیجه مالکیت نیست. کارنامه افتضاح آنها “نتیجه ساختار کنترل و فرآیندهای مدیریت آنها از جمله روابط آنها با دولت بوده است” (1986، ص 407). این که پاسخگویی یک مشکل اساسی است را می توان از سه ویژگی متمایز شرکت های دولتی دریافت: «اول… آنها باید در مالکیت دولت باشند. دوم… [آنها] باید به تولید کالا و خدمات برای فروش مشغول باشند… سوم، درآمدهای فروش… باید تا حدودی با هزینه ارتباط داشته باشند» (آهارونی، 1365، ص 6). این ویژگی ها می تواند منجر به سردرگمی در پاسخگویی شود. شرکت‌های دولتی تئوری های هستند که برای بخشی از بخش دولتی و همچنین برای فعالیت تجاری طراحی شده‌اند. آنها به صورت تجاری فعالیت می کنند اما هیچ سهامداری ندارند. آنها متعلق به دولت هستند اما معمولاً توسط دولت تأمین مالی نمی شوند. آنها مدیریت و هیئت مدیره خود را دارند، اما در مقابل وزیر نیز مسئول هستند. یک شرکت دولتی معمولاً به جای تلاش برای به حداکثر رساندن سود مانند یک شرکت خصوصی، به اهداف دیگری نیاز دارد.
تئوری مدیر و عامل که قبلاً (فصل 1) بیان شد، نشان می دهد که مشکلات پاسخگویی ذاتاً در بخش دولتی و به ویژه در شرکت های دولتی بدتر است. این بدان معنی است که مسئولیت پذیری ضعیف علاوه بر منطق اقتصادی که قبلاً بیان شد، توجیهی برای خصوصی سازی است. به گفته زکهاوزر و هورن (1989، ص 35):
تفکیک مالکیت و کنترل در هر شرکتی مشکل نمایندگی ایجاد می کند. در شرکت های خصوصی، توانایی سهامداران برای فروش سهام خود یا مدیریت رای دادن، انگیزه هایی را برای کسانی که شرکت را کنترل می کنند ایجاد می کند تا به منافع مالکان خدمت کنند. در مقابل، سهام بسیار پراکنده و غیرقابل انتقال که مشخصه مالکیت دولت است، این انگیزه ها را کاهش می دهد. در نتیجه، کسانی که شرکت دولتی را کنترل می کنند کمتر به منافع سهامداران مالیات دهندگان خود توجه می کنند و گروه هایی با منافع متمرکزتر مانند تامین کنندگان، مصرف کنندگان و کارکنان می توانند مدیریت را تحت تأثیر قرار دهند تا آنها را بر مالیات دهندگان ترجیح دهد.
هم شرکت های دولتی و هم شرکت های خصوصی مشکلات اصلی/نماینده دارند، اما این مشکلات در بخش عمومی به طور کلی، به ویژه شرکت های دولتی، بیشتر است.
شرکت های دولتی معمولاً به عنوان مقامات قانونی با درجه ای از آزادی مدیریت راه اندازی می شوند. از یک سو، پاسخگویی سیاسی مشابهی که برای ادارات وزارتی لازم است وجود ندارد و از سوی دیگر، پاسخگویی به سهامداران که معمولاً به عنوان یک مزیت بزرگ در شرکت خصوصی تلقی می شود، وجود ندارد. حتی اگر پاسخگویی شرکت های خصوصی، در عمل، بسیار کمتر از حد بهینه نظری باشد، شرکت های دولتی مشکلات خاصی در زمینه پاسخگویی دارند که ناشی از موقعیت آنها بین دو بخش است. یک شرکت دولتی در معرض نفوذ سیاسی است و اغلب برای پیشبرد منافع جزوه تئوری های مدیریت مورد نیاز است، نه اینکه صرفاً مانند یک شرکت خصوصی تلاش کند سود را به حداکثر برساند. در حالی که مقامات قانونی به طور کلی دارای مشکلات پاسخگویی هستند، این موارد در شرکت های دولتی برجسته می شود.

109 تصدی عمومی
مشکل پیدا کردن یک سیستم پاسخگویی رضایت‌بخش متقابل برای دولت و شرکت بوده است. در حال حاضر بخش های مختلف سیستم پاسخگویی مشکلات خاصی دارند. تمام عملیات دولت تحت کنترل یک وزیر است، اما وزیر اهداف سیاسی دارد که ممکن است لزوماً به عملکرد شرکت مربوط نباشد. و بر خلاف پاسخگویی در یک بخش دولتی، وزیر به نوعی مسئول عملکرد تجاری در بازار و همچنین عملکرد سیاسی است. ایجاد تعادل بین این دو هدف در عمل بسیار دشوار است و مشکلاتی را به دنبال دارد. وزیر مستقیماً توسط گروه‌های ذینفع، رای‌دهندگان، اتحادیه‌ها و کارگران، سایر اعضای دولت، بوروکراسی بخش خود وزیر، بوروکرات‌ها در بخش‌های دیگر، و همچنین آنچه که می‌توان ارتباط «عادی» با هیئت مدیره و مدیریت تلقی کرد، لابی می‌شود. از شرکت با چنین پیچیدگی، جای تعجب نیست که ً ‌‌‌‌‌‌‌‌؟ ‌‌ً ً ()، () ؛ () () () از آن استقبال کنید، و چانه زنی باز را تحت قوانینی که توافقنامه های کارآمدی را ترویج می کنند، تئوری های بخشید. برخی از دولت‌ها قراردادهایی را بین شرکت و دولت اجرا کرده‌اند، اما این ایده که یک روش واحد می‌تواند رابطه را بهبود بخشد احتمالاً غیرواقعی است. به گفته ورنون (1984، ص 50):
توافق‌هایی که بین مدیران و وزرا انجام می‌شود معمولاً از ترکیبی التقاطی تشکیل می‌شود – ترکیبی که دستاوردهای بلندمدت را با اهداف کوتاه‌مدت ترکیب می‌کند، که مکرراً در محتوا تغییر می‌کند و به ندرت برای سازگاری داخلی آن آزمایش می‌شود. هنگامی که تلاش می شود تا چنین توافقاتی را در شرایط رسمی قرار دهند، همانطور که فرانسه تلاش کرده است، آنها نمی توانند آن ویژگی های التقاطی را منعکس کنند. ایده مجموعه ای منطقی از اهداف، پاسخگویی به برخی مفاهیم منسجم بهینه بودن و به عنوان معیاری عملی برای فرماندهی و کنترل، دور از ذهن باقی می ماند.

مدیریت

مدیریت

دولت ها مالک شرکت های خود هستند و مسئولیت نهایی آنها را بر عهده دارند. بنابراین آنها نیاز به توسعه مکانیسم های کنترلی فراتر از کانال های عادی مسئولیت وزیران را احساس می کنند. دیدگاه بنگاه ها کاملاً متفاوت است. استدلال آنها این است که آنها برای انجام یک عملکرد خاص ایجاد شده اند. تنها کاری که آنها می خواهند انجام دهند این است که آنچه در قانون مشخص شده است را انجام دهند. این سازمان دارای سابقه ای طولانی با تداوم در چندین دولت، و وفاداری سازمانی است که فراتر از هر احساس دولتی بودن است. کنترل‌های دولتی به‌عنوان آزاردهنده‌ای برای کند کردن و محدود کردن پیشرفت به سوی اهداف بسیار بلندمدت نسبت به هر دولتی دیده می‌شود. برای شرکت های دولتی که در یک محیط تجاری فعالیت می کنند، مشکل حتی حادتر است. کنترل های بیش از حد می تواند به این معنی باشد که فرصت های تجاری از دست رفته یا به تاخیر افتاده است.
نتیجه گیری: آینده شرکت های دولتی
در هر بحثی درباره بنگاه های دولتی، باید به مسائل سازمان و مدیریت و همچنین مالکیت پرداخت. هر دو مشکل ساز بوده است
111 تصدی عمومی
در عمل و منجر به کاهش جزوه تئوری های مدیریت دولت ها به شرکت های دولتی به عنوان ابزار سیاست گذاری شده است. واقعا دو گزینه برای آینده وجود دارد. اولین مورد بهبود بخش با هدف کارایی بیشتر و کنترل عمومی بهتر است که امیدواریم به شرکت ها اجازه دهد تا حدی استقلال داشته باشند و در عین حال مزایای مالکیت عمومی را حفظ کنند. بهبودهایی را می توان انجام داد، به ویژه در پاسخگویی، و شرکت های دولتی می توانند ادامه پیدا کنند.
دیدگاه دوم این است که هر کاری انجام شود، بنگاه دولتی همچنان همان است، دولتی و بنگاهی و از این تضاد ذاتی دولت و بازار، ناکارآمدی و مشکلات بومی پاسخگویی نشأت می‌گیرد. گزینه پس از آن، دفع دارایی است. برخی از شرکت‌های دولتی وجود داشتند که می‌توانستند با تأثیرات نامطلوب کمی خصوصی‌سازی شوند. به نظر می رسد برای دولت هایی که بانک ها، شرکت های بیمه یا خطوط هوایی را در اختیار دارند، نکته کمی وجود دارد. از سوی دیگر، خصوصی سازی خدمات عمومی باعث کاهش تقاضای دولت برای تنظیم آنها نشده است. در بسیاری از کشورها پیامدهای سیاسی مدت ها پس از برداشتن خدمات مربوطه ‌‌ً ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌