پرش به محتوا

جزوه کامل آمار و کاربرد آن در مدیریت ۲ pdf

  • از

جزوات تایپ شده آمار و کاربرد آن در مدیریت ۲

دانلود فایل

 

دانشگاه مدیریت، اقتصاد و حسابداری دانلود کتاب آمار و کاربرد آن کاردانی به کارشناسی مدیریت عادل آذر مسعود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«» «‌‌‌() ‌) ً ‌‌(). ً ؟ ‌‌‌(). ً ‌ً ‌‌‌‌ً ‌‌‌‌‌‌‌آمار و کاربرد آن در مدیریت

ً (). ً ‌‌‌؛ ً ‌- ‌‌- ‌‌‌ 

ً ‌‌‌‌‌- به آن توسط شهروندان وجود دارد. همزمان با درخواست‌هایی که از دولت‌ها برای انجام بیشتر، و انجام این کار مؤثرتر و کارآمدتر وجود دارد، خدمات عمومی اغلب به عنوان انگلی در بخش خصوصی دیده می‌شود. خدمات عمومی به جای اینکه به عنوان ابزار مردم تلقی شود، هم به دلیل قدرت و هم به دلیل تشریفات اداری، تاخیر و ناکارآمدی با سوء ظن تلقی می شود. در پایان قرن بیستم، به نظر می‌رسید که ابهام زیادی در مورد نقش بخش عمومی وجود داشته باشد.
از اواسط دهه 1970، اکثر کشورهای OECD ارزیابی مجدد نقش بخش های عمومی خود را انجام داده اند. کسانی که به مدل بازار آزاد به‌عنوان پایه‌ای برای اقتصاد پویاتر معتقدند، استدلال می‌کنند که دولت‌ها در حال حاضر درگیر فعالیت‌هایی هستند که نامناسب هستند و اندازه و نقش دولت باید به شدت کاهش یابد. بحث کنونی در مورد نقش دولت عمدتاً به جنبه‌های اقتصادی آن مربوط می‌شود: آیا باید کالاها و خدماتی را که انجام می‌دهد ارائه کند، یا باید برخی از آنها را به بخش خصوصی واگذار کرد؟ آیا باید به اندازه ای که دارد یارانه بدهد یا تنظیم کند؟ چنین سؤالاتی همچنین موضوع سیاسی را مطرح می کند که چگونه اعضای مختلف جامعه از کارهایی که دولت انجام می دهد درک و ارزش قائل هستند.

 

 

دانلود رایگان خلاصه کتاب پی دی اف pdf جزوه آمار و کاربرد آن در مدیریت ۲

 

72 مدیریت گرایی و مدیریت دولتی
دولت ها نقش های متنوعی دارند و دامنه کامل آنها به راحتی قابل سنجش نیست. اغراق نیست اگر بگوییم بخش عمومی بر کل اقتصاد و جامعه تأثیر می گذارد. بدون یک چارچوب قانونی برای اجرای قراردادها، فعالیت تجاری خصوصی کار نخواهد کرد. مقررات، مالیات ها، مجوزها، زیرساخت ها، استانداردها، شرایط استخدام همه بر تصمیمات اتخاذ شده در بازارهای خصوصی تأثیر می گذارد. بخش دولتی خریدار بزرگ کالاها و خدمات از بخش آمار است. دولت درآمدهای اعضای جامعه را که دارای وضعیت بهتری هستند بین افرادی که چنین نیستند توزیع می کند. بخش عمومی نقش مهمی در تعیین استانداردهای زندگی واقعی دارد که برای اکثر مردم به خدمات دولتی بستگی دارد – کیفیت مدارس، بیمارستان ها، مراقبت های اجتماعی، محیط زیست، حمل و نقل عمومی، نظم و قانون، برنامه ریزی شهری، و خدمات رفاهی – حداقل به اندازه کیفیت کالاها و خدمات مصرفی.
به طور فزاینده ای دریافته می شود که برای توسعه اقتصادی به دولت خوب نیاز است. همانطور که استیگلیتز استدلال می کند (2001، صفحات 346-7):
یک «مسئولیت ویژه» برای دولت وجود دارد که زیرساخت های نهادی را ایجاد کند که بازارها برای کارکرد مؤثر به آن نیاز دارند. این زیرساخت نهادی حداقل شامل قوانین مؤثر و نهادهای قانونی برای اجرای آنها است. آمار قرار است بازارها به طور مؤثر کار کنند، باید حقوق مالکیت به خوبی تثبیت شده و به وضوح تعریف شده باشد. باید رقابت موثری وجود داشته باشد که مستلزم اجرای ضد انحصار است. و باید در بازارها اطمینان وجود داشته باشد، به این معنی که قراردادها باید اجرا شوند و قوانین ضد کلاهبرداری باید مؤثر باشند، که منعکس کننده کدهای رفتاری پذیرفته شده گسترده است.
اکنون بحث این نیست که آیا دولت ها نباید نقشی داشته باشند، بلکه این است که چه نقشی دارند.
نقش باید باشد.
یک زیرمتن ایدئولوژیک گسترده تری در پس بحث های خاص در مورد بخش عمومی وجود دارد. دهه 1980 شاهد بحث گسترده ای در مورد خصوصی سازی شرکت های دولتی بود که از انگلستان شروع شد. این ممکن است به عنوان یک بحث محدود در مورد فعالیت های تجاری آمار در نظر گرفته شود، اما مواضع شرکت کنندگان اساساً با نحوه نگاه آنها به بخش عمومی در یک مفهوم کلی ایدئولوژیک تعیین می شود. همین بحث گسترده ممکن است پشت تلاش برای اصلاح مدیریت بخش عمومی و کنترل بهتر هزینه ها باشد. گرایش به سمت بخش عمومی مبتنی بر بازار ممکن است منعکس کننده نگرانی در مورد نقش دولت باشد، به همان اندازه که نگرانی در مورد کارایی و اثربخشی مدل بوروکراتیک (فصل 2).
بحث دهه 1980 بر سر بخش عمومی، گاهی به یک مبارزه ایدئولوژیک شدید در برخی کشورها تبدیل شد، مبارزه ای که در آن آخرین بقایای سوسیالیسم باید توسط دولت های راست جدید ریشه کن شود (ایزاک-هنری، پینتر و بارنز، 1997). از آنجایی که کارگران بخش دولتی، اتحادیه ها و حامیان تلاش کردند تا فعالیت های دولت را در سطوح قبلی خود حفظ کنند، مخالفت با تغییر کمتر نبود. دولت‌های ریگان و آمار در دهه 1980 این راه را رهبری کردند، اما تنها بخشی از حملات تئوریک و عملی پایدار به فرماندهی یا بخش بوروکراتیک جامعه به نفع اصل بازار بودند. با این حال، با ادامه اصلاحات از طریق تغییر دولت، مشخص شد که ملاحظات حزبی-سیاسی تنها بخش کوچکی از افکار عمومی است.
73 نقش دولت
اصلاحات مدیریتی قابل جزوه آمار و کاربرد آن در مدیریت ۲ است که دولت های متوالی منجر به بازگشت به مدیریت سنتی بوروکراتیک نشدند. همانطور که فارنهام در رابطه با دولت بلر در بریتانیا استدلال می‌کند، «به نظر می‌رسد که کارگر جدید بر اساس میراث راست جدید ساخته می‌شود و تمایلی به بازگشت به سیستم‌های سابق مدیریت عمومی سنتی یا هزینه‌های عمومی بالا ندارد» (1999، ص 252). ). هنگامی که اصلاحات آغاز شد، در بیشتر کشورها حتی زمانی که دولت های جدید از راست یا چپ انتخاب شدند، ادامه یافت.
حملات به مقیاس، گستره و روش های بخش عمومی به اقداماتی برای کاهش دولت و تغییر مدیریت آن اعتبار بخشید. دولت‌هایی که می‌خواهند بخش دولتی را کاهش دهند، از جامعه‌ای که ظاهراً از بوروکراسی سرخورده شده‌اند، استقبال می‌کنند، حتی اگر خواهان کاهش خدمات نباشد. پاسخ‌ها در نظرسنجی‌ها به سؤالاتی مبنی بر اینکه چرا به دولت فدرال ایالات متحده بی‌اعتماد است، به جای اینکه دولت‌ها آمار از حد انجام می‌دهند، بر عملکرد ضعیف تأکید دارد. بیش از 80 درصد می گویند دولت اسراف کننده و ناکارآمد است (Nye, 1997, p. 6). اگر بخواهیم منصف باشیم، این احساس ضد دولتی باید به احزاب و فرآیندهای سیاسی به طور کلی تر از خدمات عمومی به تنهایی گسترش یابد (Nye, Zelikow and King, 1997). با این حال، فقدان حمایت از بوروکراسی ها و کارمندان دولتی به این معنی بود که آنها قربانیان مفیدی برای مشکلات دولتی بودند. هر حرکتی برای کاهش اندازه دولت یا قدرت بوروکراسی با مخالفت مؤثر کمی روبرو است.
همانطور که مشاهده خواهد شد، نظریه های مختلفی برای تصمیم گیری در مورد اینکه کدام وظایف باید توسط دولت ارائه شود، وجود دارد. برخی استدلال می کنند که تنها کالاها یا خدماتی که توسط بازارها قابل ارائه نیستند باید توسط دولت ها ارائه شوند. با این حال، برخی دیگر استدلال می کنند که از آنجایی که دولت تجسم اراده مردم است که از طریق فرآیند سیاسی بیان می شود، نباید محدودیتی برای دامنه آن وجود داشته باشد.
نیاز به بخش عمومی
طبق قرارداد، اقتصاد بین بخش خصوصی و دولتی تقسیم می شود. بخش عمومی توسط یک نویسنده به عنوان «درگیر ارائه خدمات (و در برخی موارد کالا) است که دامنه و تنوع آن نه با خواست مستقیم مصرف کنندگان، بلکه با تصمیم ارگان های دولتی، یعنی در یک دموکراسی تعیین می شود. توسط نمایندگان شهروندان (هیکس، 1958، ص 1). این مفهوم دامنه کامل فعالیت بخش عمومی را در بر نمی گیرد، اما حاوی این نکته کلیدی است که بخش عمومی به جای دخالت در فرآیندهای بازار، نتیجه تصمیم گیری عمومی و سیاسی است. دولت‌ها مبتنی بر فرماندهی هستند – آنها می‌توانند مردم را مجبور به تبعیت کنند – در حالی که بازارها داوطلبانه هستند.
استیگلیتز (1989، ص 21) استدلال می کند که دو ویژگی متمایز از آمار یا دولت وجود دارد:
دولت تنها سازمانی است که عضویت در آن جهانی است و دولت دارای اختیارات اجباری است که به جزوه آمار و کاربرد آن در مدیریت ۲ سازمان های اقتصادی داده نشده است. افراد عضو باشگاه ها را انتخاب می کنند، آنها سهام یک شرکت را خریداری می کنند، آنها انتخاب می کنند که برای آن کار کنند.
74 مدیریت گرایی و مدیریت دولتی
این یا آن شرکت… اما به طور کلی، افراد کشوری را که در آن زندگی می کنند به عنوان یک موضوع انتخابی تلقی نمی کنند و با انتخاب زندگی در یک کشور خاص، تابع دولت می شوند. این واقعیت که عضویت اجباری است به دولت قدرت اجباری می دهد که سایر سازمان ها از آن برخوردار نیستند. … به طور کلی، تمام معاملات بین طرفین غیر از دولت (به غیر از سرقت و “حادثه”) داوطلبانه است.
استیگلیتز در ادامه استدلال می کند (ص. 22) که در حالی که دولت ها از این قدرت اجبار برخوردارند، در جوامع دموکراتیک «دولت بیشتر به تبعیت داوطلبانه متکی است». با وجود این، عضویت و اجبار جهانی است که دولت را اساساً از بخش خصوصی متمایز می کند. برای مثال، بخش خصوصی راه هایی برای اجبار به رعایت قراردادها دارد، اما در فعالیت های قانونی نیروی مجاز از طریق سیستم قانونی ارائه شده توسط دولت است. حتی میانجیگری یا داوری که به صورت خصوصی ارائه می شود، در نهایت به سیستم حقوقی دولت متکی است.
با این حال، باید این سوال مطرح شود که آیا اصلاً نیازی به بخش دولتی وجود دارد؟ اگر مکانیسم عادی مبادله از طریق بازار باشد، دولت چه کارکردهایی دارد؟ طبق نظر ماسگریو و ماسگریو (1989، صفحات 5-6)، رواج دولت «ممکن است منعکس کننده حضور ایدئولوژی های سیاسی و اجتماعی باشد که از مقدمات انتخاب مصرف کننده و تصمیم گیری غیرمتمرکز فاصله می گیرند». همچنین مکانیسم بازار به تنهایی نمی تواند همه کارکردهای اقتصادی را انجام دهد و بدون دولت، آمار به دلایل زیر کار نمی کنند:
(i) هیچ مانعی برای ورود آزاد [به بازارها] نباید وجود داشته باشد و مصرف کنندگان و تولیدکنندگان باید دانش کامل بازار را داشته باشند. مقررات دولتی یا سایر اقدامات ممکن است برای تأمین این شرایط مورد نیاز باشد.

آمار و مدیریت

آمار و مدیریت

(2) همچنین ممکن است در مواردی که رقابت به دلیل کاهش هزینه ناکارآمد است، مورد نیاز باشد.
(iii) به طور کلی تر، ترتیبات آمار و مبادلات مورد نیاز برای عملیات بازار نمی توانند بدون حمایت و اجرای یک ساختار قانونی ارائه شده توسط دولت وجود داشته باشند.
(IV) … مشکلات «جزوه آمار و کاربرد آن در مدیریت ۲ ها». ایجاد می شود که منجر به “شکست بازار” می شود و نیاز به راه حل از طریق بخش عمومی دارد. ..
. (v) ارزشهای اجتماعی ممکن است مستلزم تعدیل در توزیع درآمد و ثروت باشد که ناشی از سیستم بازار و از انتقال حقوق مالکیت از طریق ارث است.
(vi) سیستم بازار … لزوماً اشتغال بالا، ثبات قیمت و نرخ رشد اقتصادی مطلوب اجتماعی را به همراه ندارد. برای تأمین این اهداف به سیاست عمومی نیاز است.
(vii) دیدگاه عمومی و خصوصی در مورد نرخ جزوه آمار و کاربرد آن در مدیریت ۱ مورد استفاده در ارزیابی مصرف آتی (نسبت به حال) ممکن است متفاوت باشد.
این نکات منطقی برای مداخله دولت فراهم می کند، به ویژه این تصور که بازارها تحت هر شرایطی خوب کار نمی کنند. بازارها بدون شک قدرتمند هستند و می توانند سیستم تخصیص و توزیع بسیاری از کالاها و خدمات را بدون دخالت دولت ها فراهم کنند. اما بازارها نمی توانند همه کارها را انجام دهند.
اگرچه بخش خصوصی و دولتی معمولاً کاملاً مجزا دیده می شوند، تقسیم اقتصاد به دو بخش منحصر به فرد ممکن است مصنوعی باشد (مک کراو، 1986). آنقدر تعامل بین این دو وجود دارد که ایجاد یک دوگانگی دقیق نسبتا گمراه کننده است. می توان استدلال کرد که اقتصاد سرمایه داری مدرن یک «سیستم کاملاً «(). ‌‌ً ً، ‌ً، (). ً ً، ً «» (). ً “است. در دولت به ندرت بر سر اهداف یا معیارهای آنها توافق وجود دارد، و همچنین نمی توان تصور کرد که همه افراد در سازمان به هر یک از آنها پایبند باشند. دشواری اندازه گیری عملکرد در بخش عمومی اعم از افراد، گروه‌ها یا کل سازمان‌ها، در کل مدیریت نفوذ می‌کند. اندازه‌گیری و ارزیابی در بخش عمومی امکان‌پذیر است، اما دشوارتر و شاید کم‌معنا است. نبود اندازه‌گیری مناسب ممکن است بخش‌هایی از خدمات عمومی را قادر سازد. برای انجام هیچ عملکرد مفید و طفره رفتن بررسی موشکافانه. این ممکن است در بخش خصوصی نیز رخ دهد، اما احتمال آن بسیار کمتر است.
در نهایت، اندازه و تنوع بخش عمومی، هرگونه کنترل یا هماهنگی را دشوار می کند. به نوعی دولت ها و مشاوران آنها سعی می کنند فعالیت های بزرگترین و پیچیده ترین بخش از فعالیت های جامعه را هماهنگ کنند. هماهنگی باید سیاسی باشد و هرگز آسان نیست.
تفاوت های عمده ای بین بخش ها وجود دارد. سؤال این است که آیا این تفاوت‌ها اولاً آمار نیاز به شکل خاصی از مدیریت کافی است و ثانیاً نیاز به یک مدل اداری سنتی و نه یک مدل مدیریتی دارد؟ در مورد اول، باید نتیجه گرفت که بخش دولتی به اندازه کافی متفاوت است و به شکل مدیریتی خود نیاز دارد، نه فقط مدیریتی که از بخش خصوصی وام گرفته شده است. به عنوان مثال، فلین استدلال می کند که مدیریت خدمات عمومی با مدیریت خدمات در بخش خصوصی متفاوت است (1997، ص 12). آلیسون نیز استدلال می کند که “مدیریت دولتی و خصوصی حداقل به همان اندازه که مشابه یکدیگر هستند متفاوت هستند و … تفاوت ها مهم تر از شباهت ها هستند”. علاوه بر این، این تصور که بدنه کافی از شیوه‌ها و مهارت‌های مدیریت خصوصی وجود دارد که می‌تواند مستقیماً به وظایف مدیریت عمومی منتقل شود، به نحوی که پیشرفت‌های قابل‌توجهی ایجاد کند، اشتباه است» (1982، ص 29). ممکن است در انطباق و استفاده از برخی شیوه های پیشگام در جزوه آمار و کاربرد آن در مدیریت ۲ خصوصی مزایایی وجود داشته باشد، اما وظیفه اساسی در هر بخش متفاوت است.
با این حال، نکته دوم لزوماً دنبال نمی شود. حتی اگر استدلال شود که بخش ها متفاوت هستند، این بدان معنا نیست که مدل اداری سنتی تنها راه معتبر مدیریت در بخش عمومی است (رجوع کنید به رانسون و استوارت، 1994، صفحات 270-1). توسعه مدیریت دولتی به منزله تشخیص این موضوع است که وظیفه کارکنان دولتی اکنون مدیریتی است و نه اداری، که با در نظر گرفتن تفاوت‌های بین آمار می‌توان شکلی از مدیریت را توسعه داد.
«حکومت» و «حکومت»
تمایز مهمی بین «دولت» و «حکومت» وجود دارد. دولت خود نهادی است که در آن حکمرانی مفهومی گسترده‌تر است که اشکال حکومتی را که لزوماً در دست دولت رسمی نیست، توصیف می‌کند. به عنوان مثال، حاکمیت شرکتی به نحوه ساختار بخش خصوصی سازوکارهای داخلی خود برای ارائه پاسخگویی به آنها اشاره دارد.
نقش دولت 77
ذینفعان آن؛ در حالی که دولت ممکن است از طریق قانون شرکت در این امر دخالت داشته باشد، جنبه هایی وجود دارد که کنترل نمی کند. همانطور که Keohane و Nye استدلال می کنند (2000، ص 12):
منظور ما از حکمرانی فرآیندها و نهادهایی اعم از رسمی و غیررسمی است که فعالیت های جزوه ً ً ‌‌‌‌()، ‌‌‌():
ً ‌‌‌‌‌‌ً ‌‌‌«» (). (-). ‌‌‌‌‌