پرش به محتوا

جزوه کامل مباحث اساسی در روانشناسی 1 pdf

  • از

جزوه مباحث اساسی در روانشناسی 1
دانلود جزوه

 

 

 

گروه مولفان دکتر طهماسبی دانشگاه علمی کاربردی استاد پورمیدانی دانشگاه ازاد هیئت مولفان خلاصه کتاب رشته روانشناسی کاردانی دانشگاه پیام نور کارشناسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

‌‌‌‌‌‌‌‌(-)
؟ ‌(ً & )، ‌‌‌‌ ؟ ‌ً ‌‌‌‌‌

-‌‌‌‌‌‌‌؟ ‌ً ‌‌‌-ً – ‌‌‌() ‌‌‌‌‌‌‌‌ً ‌؟ ً ً ‘‌ 

ً ‌‌: ‌‌‌‌—‌”” ‌ً “‌‌”
ً ‌ً ‌- ‌‌باشد – تمرکز بالا، رسمیت کم و پیچیدگی کم.
همانطور که سازمان‌ها به دنبال مباحث هستند، استراتژی های آنها بلندپروازانه تر و پیچیده تر می‌شود. از خط تک محصولی، شرکت ً ‌‌‌–‌‌‌‌‌‌؟ ‌؟ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ً ‌‌‌ً ‌‌‌‌()، ‌(‌‌)، ‌(‌‌‌) (). دریافت که استراتژی‌های مباحث مرتبط و نامرتبط با ساختارهای چندبخشی مرتبط هستند، در حالی که استراتژی‌های کسب‌وکار تک با ساختارهای عملکردی مرتبط هستند. هیچ ساختار واحدی به طور مداوم در رده کسب و کار غالب یافت نشد.
نتیجه گیری
ادعای چندلر مبنی بر اینکه استراتژی بر ساختار تأثیر می گذارد به خوبی پشتیبانی می‌شود، اما این تعمیم با محدودیت ها و تعاریف ذاتی در کار چندلر محدود شده است. او فقط به سازمان‌های بزرگ و سودآور نگاه می کرد. او بر رشد به عنوان معیار اثربخشی به جای سودآوری تمرکز کرد. علاوه بر این، تعریف او از استراتژی به دور از همه چیز است. برای مثال، استراتژی می‌تواند شامل نگرانی در مورد تقسیم‌بندی بازار، توانایی‌های مالی و فرصت‌های اهرمی، اقدامات رقبا، ارزیابی مزیت نسبی سازمان در برابر رقابت و موارد مشابه باشد. با این وجود، “به نظر می‌رسد که تردید کمی وجود دارد که استراتژی بر ساختار در سطوح بالای شرکت های تجاری تأثیر می گذارد. شواهد در این مورد بسیار زیاد است.”

تئوری ساختار-استراتژی معاصر
همانطور که قبلاً اشاره کردیم، استراتژی یک مفهوم مباحث است و اساسی جزوه مباحث اساسی در روانشناسی 1 آن را در امتداد تعدادی از ابعاد تجزیه کرد. از زمان کار چندلر در اوایل دهه 1960، مهم ترین روانشناسی در مورد رابطه استراتژی-ساختار توسط مایلز و اسنو انجام شده است. علاوه بر این، کار برجسته مایکل پورتر در مورد استراتژی های رقابتی ارتباط مستقیمی با رابطه استراتژی-ساختار دارد. در نهایت، دنی میلر یک چارچوب یکپارچه ایجاد کرده است که می‌تواند به ما در ترکیب اصطلاحات استراتژی و ارزیابی تأثیر آن بر طراحی سازه کمک کند. در این بخش، هر یک از این سه مباحث را بررسی می‌کنیم.

 

 

 

بلاو دریافت که تأثیر اندازه بر پیچیدگی با نرخی کاهش می یابد. همانطور که توسط آرگیریس اشاره شد، این نتیجه گیری ممکن است فقط برای سازمان‌های دولتی که دارای ویژگی های منحصر به فرد دفاتر بیکاری مورد مطالعه بودند، اعمال شود. مطمئناً نمی‌توان یافته های مایر را نادیده گرفت. اگرچه او به ادارات دولتی نیز محدود بود، اما شواهد قوی به نفع اندازه ضروری نشان داد. ممکن است به طور آزمایشی نتیجه بگیریم که اندازه بر پیچیدگی تأثیر می گذارد، اما در سازمان‌های دولتی با نرخی رو به کاهش است. اینکه آیا این موضوع در شرکت‌های تجاری نیز صدق می‌کند یا نه، جای سوال دارد. ممکن است در سازمان‌های تجاری، که مدیران اختیار بیشتری دارند، ساختار باعث اندازه شود. مطابق با الزامات استراتژی، اگر مدیران اختیاری داشته باشند، ممکن است با اضافه شدن فعالیت ها و پرسنل بیشتر، ساختارهای خود را پیچیده تر کنند (منطبق با تئوری مدیریت). همچنین نمی‌توان رد کرد که رابطه اندازه و ساختار دایره ای است. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد اندازه باعث تمایز می‌شود و افزایش تمایز نیز باعث افزایش اندازه می‌شود.

قوی ترین مورد را می‌توان برای تأثیر اندازه بر تمایز عمودی ایجاد کرد. در واقع، یک مطالعه نشان داد که اندازه به تنهایی پیش بینی کننده غالب تمایز عمودی است و بین 50 تا 59 درصد از واریانس را توضیح می دهد. یک مورد کمتر قوی اما مطمئناً محکم می‌توان برای رابطه افقی افقی ایجاد کرد. به این معنا که هر چه سازمان بزرگتر باشد، تقسیم کار در آن (با نرخ های رو ) -ً ‌‌‌‌‌؟ ‌-‌‌‌‌‌‌ً ‌‌

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ً ‌‌