پرش به محتوا

نمونه سوالات اصول فقه ۲ همراه پاسخ تشریحی pdf

  • از

سوالات اصول فقه ۲

دانلود فایل

 

 

 

مظفر دانشگاه پیام نور دانشگاه آزاد علمی کاربردی کارشناسی ارشد

 

 

 

قانون مدنی به تبعیت از فقه اسلامی نکاح زن مسلمان با مرد ؛:
—با مرد — — – :
—- – :
— : – :
: — — : «». – – – -:
-:
– : – – – – — -:
– – ًً :
-:
–:
-؛ 

نمونه سوالات اصول فقه ۲ با پاسخ تشریحی

-:
:
— : : :
– -:
-:
نکاح فاسد بوده است چه به خاطر شوهر دار بودن زن یا در عده بودن وی یا حرمت ازدواج با او جمعًاً یا عینا و مانند آن و آمیزش نیز صورت گرفته باشد و زن نیز در آن حالت نسبت به فساد عقد جاهل باشد، مرد باید مهرالمثل را بپردازد زیرا این زناشویی محترم است و ناگزیر باید عوضی داشته باشد و چون با بطلان عقد، مهر تعیین شده در آن نیز باطل گردیده است مهرالمثل ثابت می شود.
حکم فساد عقد موقت:
1-ازدواج باطل و یا فاسد به ازدواجی گفته می شود که بر خلاف قانون آن کشور واقع شده باشد و زوجین از هم جدا می شوند .عوامل ابطال عقد در خصوص هر دو عقد نکاح دائم و موقت یکسان است، به جز شرط تعیین مدت در عقد نکاح موقت یا متعه که در صورت عدم تعیین مدت در عقد نکاح موقت عقد باطل می شود و همچنین لزوم تعیین مهر در عقد موقت.
۲-در نظام حقوقی کشور ما شرایط و موانع نکاح منقطع همان است که در رابطه با نکاح دائم وجود دارد به استثنا مواردی که در بخشهای قبلی و بعدی آورده می شود و در صورت کشف فساد عقد بطلان آن آثار و پیامدهای آن مانند نکاح دائم است.

انقضاء المتعه پایان ازدواج موقت:
1-در نکاح منقطع طلاق وجود ندارد بلکه زن با پایان مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود.
۲- ونیز ایلاء بنابر قول صحیح تر صورت نمی پذیرد زیرا قرآن کریم در جریان مسئله ایلاء از طلاق سخن به میان آورده و می فرماید: و اگر تصمیم به طلاق گرفتند. در حالی که در نکاح موقت طلاق راه ندارد.
ایلاء سوگند خوردن مرد بر ترک نزدیکی با زن دائمی مدخوله ی خود برای همیشه و بدون محدود کردن به زمانی خاص یا برای بیش از چهار ماه به قصد ضرر رساندن به زن می باشد.
3- و لعان نیز واقع نمیشود مگر اینکه نسبت زِِنا داده شده باشد.
پایان ازدواج موقت:
1- در نکاح موقت احکام طلاق جاری نیست و جدایی طرفین با انقضای مدت ،بذل مدت و یا فسخ نکاح محقق می شود مستنبط از ماده 11۲0ق م.
۲-ماده 11۲0قانون مدنی در خصوص عوامل انحلال عقد نکاح موقت بیان نموده است:
عقد نکاح به فسخ یا به بطلان یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می شود.
3-طلاق مخصوص نکاح دائم است اما فسخ هم ممکن است در نکاح دائم باشد و هم در نکاح موقت .
3-بر موجبات انحلال نکاح در عقد موقت باید مرگ یکی از طرفین را نیز اضافه نمود ،مضافا اینکه نکاح موقت-دائمبا کافر شدن شوهر زن مسلمان و اسلام آوردن زن کافر نیز منحل می شود.
4-درنکاح منقطع برابر ماده 1097قانون مدنی اگر شوهر قبل نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهر را بدهد، ازاین ماده علاوه بر آثار مهر این موضوع هم پیداست که مرد می تواند همه یا بخشی از مدت را درعقد موقت ببخشد.
العده فی المتعه عده در ازدواج موقت:
1- عده زن منقطعه در صورت نزدیکی و انقضای مدت یا بذل آن دو حیض است یعنی دو ماه و
10 روز به شرط آنکه زن یائسه نباشد.
۲- و اگر مسترابه باشد یعنی با وجود نمونه سوالات اصول فقه ۲ سن، عادت زنانگی نبیند، عده او 4۵ روز است و این حکم مورد اتفاق فقها است.
3- و عده وفات برای این زن چهارماه و ده روز است.
4-و اگر باردار باشد عده وفات عبارت است از طولانی ترین مدت از میان دو مدت فوق یعنی چهار ماه ده روز و وضع حمل.
عده در ازدواج موقت:
1-عده در عقد موقت بر دو طهر است و این در حالی است که این مدت در عقد دائم بر سه طهر است اگر زن موقت با اقتضای سن عادت نبیند یعنی در سنی بوده که که باید عادت داشته باشد اما عادت نبیند ،عده 4۵روز است .تنها عده وفات در هر دو مورد یکسان است که چهار طهر است .11۵1-11۵۲-11۵3-11۵4-ق م.
۲-ماده 11۵۲ قانون مدنی در خصوص عده در نکاح موقت بیان می دارد:
عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن، عادت زنانگی نبیند که در این صورت 4۵ روز است.
عده طلاق در این ماده از آن جهت که طلاق مخصوص نکاح دائم است لغو و بی مورد است.
3-در صورتی که زن حامل باشد عده ی او با وضع حمل منقضی میشود.
4-عده بذل یا انقضای مدت یا فسخ نکاح منقطع در مقایسه با عده طلاق در نکاح دائم کمتر است،لیکن عده وفات در نکاح دائم و موقت یکسان است.
۵-برای اینکه زن موظف به نگهداری عده شود، باید مرد با او نزدیکی کرده باشد و مضافا اینکه یائسه نباشد.
6-در خصوص زن حامل هم عده برابر ماده 11۵3تا وضع حمل است که در این باره مقرر می دارد:
عده طلاق وفسخ نکاح و بذل مدت وانقضای ان در مورد زن حامله تا وضع حمل است.
7-عده ی زن حامل در نکاح دائم و منقطع یکسان است.
الطلاق
ارکان الطلاق ارکان طلاق:
طلاق چهار رکن دارد که عبارتند از: صیغه طلاق، طلاق دهنده، مطلقه و شاهد گرفتن.
الصیغه و شرائطها صیغه ی طلاق و شرایط آن:
1-عبارت صریح در طلاق چنین است:« انت یا هذه یا فلانه یا زوجتی طالق». صیغه ی طلاق نزد فقهای ما منحصر در همین عبارت است. بنابراین« انت طلاق یا مطلقه یا طلقت فلانه» بنابر قول مشهور کفایت نمیکند، زیرا صریح در طلاق نیست. در روایت نیز طالق آمده است نه غیر آن در نتیجه به همان اکتفا می شود.
۲- طلاق شخص لال با اشاره ای که مفهوم طلاق را برساند همراه با انداختن پوشش بر سر زن تا قرینه ای باشد بر لزوم حجاب او از مرد واقع میشود.البته آنچه که در عبارات فقهای ما وجود دارد تنها اشارهای است که معنای طلاق را بفهماند و در روایت نیز فقط انداختن پوشش آمده است از اینرو مصنف میان این دو را جمع کرده است که دلالت آن بر طلاق قویتر است.
در فقه طلاق شخص لال=اشاره ای که مفهوم طلاق را برساند + انداختن پوشش بر سر زن 3- طلاق به وسیله نوشته ی تنها و بدون تلفظ واقع نمی شود و بنابر قول مشهور تر فرقی نمی کند که نویسنده آن حاضر باشد یا غایب، زیرا مقتضای اصل، بقای نکاح است و نیز در حسنه زراره از قول امام صادق علیه السلام درباره مردی که زن خود را طلاق داده بود آمده است که:
لیس ذلک بطلاق یعنی این عمل طلاق نیست. ولی مطابق قولی از شیخ طوسی طلاق با کتابت برای شخص غایب نه حاضر واقع می شود.
4- بنابر قول درست تر همچنین با مخیر ساختن زن به قصد طلاق، میان طلاق و ماندن طلاق محقق !
– ً – :
—-:
: -:
– — – دانلود رایگان نمونه سوالات

-:
–:
و در صورت نشنیدن طلاق از اعتبار ساقط و باطل است.
-در مواردی که طلاق به حکم دادگاه و به درخواست زن صورت میگیرد و یا در مواردی که دسترسی به شوهر ممکن نیست دادگاه طلاق را توسط نماینده قضایی شوهر یعنی سردفتر واقع میسازد ولی اگر گواهی عدم امکان سازش به علت تحقق شرط وکالت مندرج در سند ازدواج باشد، زوجه میتواند با استفاده از آن وکالت، خود را مطلق سازد و نیازی به حضور مرد یا نماینده قضایی در دفترخانه نیست.
-دو مرد عادل باید صیغه طلاق را نمونه سوالات قواعد فقه 2 و با هم بشنوند نه به صورت جداگانه.
-منظور از صیغه طلاق به کار بردن الفاظی است که صراحت در طلاق داشته باشند نه لزوماً به کار بردن لحظه عربی خاص.
-صیغه طلاق حتی اگر چند بار نمونه سوالات اصول فقه ۲ شود، تنها یک طلاق را واقع می سازد و شخص نمی توانددر یک جلسه زن خود را دو یا سه طلاق کند.
-دو مرد عادل باید صیغه طلاق را همزمان و با هم بشنوند نه به صورت جداگانه.
-منظور از صیغه طلاق به کار بردن الفاظی است که صراحت در طلاق داشته باشند نه لزوماً به کار بردن لحظه عربی خاص.
-صیغه طلاق حتی اگر چند بار تکرار شود، تنها یک طلاق را واقع می سازد و شخص نمی تواند در یک جلسه زن خود را دو یا سه طلاق کند.
-ماده ی 113۵ در خصوص تعلیق در طلاق مقرر می دارد:
طلاق باید منجز باشد و طلاق معلق به شرط باطل است.
اگر مرد بگوید زن خود را طلاق دادم اگر تا سال آینده پسری به دنیا نیاورد، این طلاق باطل است هر چند شرط هم محقق شود البته به اعتقاد برخی چنانچه وقوع طلاق به امری که احتمال وقوع آن مسلم است معلق گردد از مصادیق طلاق معلق نخواهد بود و صحیح است مثل اینکه طلاق منوط به طلوع خورشید در صبح فردا شود البته چنین تعلیقی در رویه عملی چندان موضوعیت ندارد.

 

دانلود رایگان نمونه سوالات اصول فقه ۲ با پاسخ تشریحی pdf

اقسام طلاق
1-طلاق نامشروع بدعی این طلاق عبارت است از:
۱ و2-طلاق زنی که در عادت یا در نفاس است و مجوز صحت طلاق نیز وجود ندارد. منظور از مجوز یکی از اموری است که قبًلاً ذکر شد یعنی نزدیکی نکردن باردار بودن و غایب بودن. همانطور که قبًلاً بیان شد پاکی از عادت زنانگی و نفاس درصورتی شرط است که با زن نزدیکی شده باشد و باردار نباشد و شوهرش نزد او باشد.
3- طلاق در طهری که در آن با زن نزدیکی کرده است در حالی که زن بالغ غیر یائسه و بدون حمل است.
4_ سه طلاقه کردن بدون آنکه فاصله ای وجود داشته باشد.
تمامی طلاق های فوق باطلند ولی در مورد سه طلاق که بدون فاصله باشد یک طلاق واقع میشود.
-طلاق سنی به معنای أعم
این طلاق سه قسم است و در برابر طلاق حرام قرار دارد:
الف- طلاق بائن:
طلاق بائن ۶ مورد از که در آن شوهر حق رجوع ندارد:
۱- طلاق پیش از نزدیکی
2 -طلاق یائسه
3- طلاق صغیره
4 و ۵- طلاق خلع و مبارات تا زمانیکه زن نسبت به عوض رجوع نکرده است
۶ – سومین طلاق که بعد از دوبار رجوع واقع شده است.
ب-طلاق رجعی:
طلاق رجعی طلاقی است که در آن مرد حق رجوع دارد، خواه رجوع کند – :
– :
– :
– :