پرش به محتوا

جزوه کامل فلسفه اسلامی pdf

  • از

جزوه فلسفه اسلامی
دانلود جزوه

 

 

 

شهید مطهری دانشگاه پیام نور علمی کاربردی دانشگاه آزاد اسلامی کاردانی به کارشناسی ارشد فرزانه نیک نژادی دکتر داوری اردکانی رشته روانشناسی معصومه خلیلی‌مقدم

 

 

 

 

 

ِ : ِ ّّ ،، ّّ) ( ِ ُُّّ: ِ  

: : ّّجزوه فلسفه اسلامی

ّّّّّّ ّّ ّّّّ– ّّ 

:
«َُ » ) ( ؛ ّّ: ؟ ؟
؛ ِ ؟ «َُ » ّّ؟
؛ ؟ : «َُُ » : ّّ؟
؛ ؛ ِ ؛ : ّّ؛ « » ، ؛ ً ً )(؛  

 

:؛ ً ؛ – – -؟
جاهایی که آموزه هایی از فلسفه ارسطو که با مبانی دینی ما هم خوان نبود و آنها را با مهارت و خلاقیت خود فناوری میکند و با مبانی اسلامی سازگار میکند.
مشاء به معنی راه رفتن است، زیرا ارسطو موقع درس دادن راه میرفت به همین دلیل مکتب او رامشاء نامیدند . پس فلسفه مشایی دلالت بر نوع روش آنها ندارد؛ روش فلسفی مشایی روش عقلی ،استدلالی محض است. یعنی فقط مبتنی شده و بدیهیات اولیه مبتنی شده بر گزارشهای اولی و  پیشینی به تعبیری که هیچ کس در این قضایا شک و تردید ندارد.

خلاصه جلسه ی دوم :

اولین مکتب فلسفی که مطرح شد ، فلسفه فکری مشائیان بود که فارابی بر اساس کتاب ارسطو آمد و فلسفه ارسطو که به فلسفه مشایی معروف بود و این فلسفه را شروع به تلفیق کرد و با مبانی خود سازگار کرد . در بحث توحید و معاد تا حدودی سازگار کرد، ولی به آن مرحله نرسیده بود که بتواند آن را تدوین کند و به صورت مکتب فلسفی بیان کند، بلکه در نسخه های پراکنده مطالبی را نوشت و بعدا دیگران آنها را جمع آوری کردند ؛ و به صورت کتاب در آوردند .
ولی ابن سینا آمد و تمام این مطالب را تدوین کرد و به صورت فلسفه مشائی اسلامی بار گذاری کرد و پیروان بسیاری نیز دارد و تاکنون نیز ادامه دارند .روش ابن سینا روش عقلی محض بود که از بدیهیات عقلی استفاده می کند ، از قضایای اولیّّه مانند هر معلولی علّّتی دارد ؛ صرف تصور موضوع و محمول و……

مکتب فلسفی و فکری اشراقی
در مقابل فلسفه مشائی آقای شیخ شهاب الدین سهروردی بنیانگذار فلسفه اشراق شد . وی دانلود جزوه فلسفه اسلامی افلاطون پیاده ریزی کرد . مشکلی که در فلسفه افلاطون بود مسئله « مُثُُل » افلاطونی بود .
افلاطونی معتقد بود که همه ی موجودات عالم دنیا ، موجودات مادی هستند ؛ موجوداتی در عالم دنیا وجود دارد که آنها را به عنوان « مثُُُل » یاد می کند ، آنها حقیقت کلی دارند که آنها در واقع مدیر و مدبّرّ همه ی موجودات این عالم هستند . و برای هر موجودی که در این عالم وجود دارد مانند انسان ، اسب ، میمون ، گیاهان و حتی سیّّارات هر کدام از اینها رب النوع و یا یک « مُثُلُ » در عالم مافوق دنیا وجود دارد که کارهای اینها را ربوبیت می کند .
اگر ما اعتقاد افلاطون را به این شکل بخواهیم بگیریم و با مسئله اعتقادی خود که می گوییم تنها ربربّ عالم خداوند است سازگار نیست.
شیخ اشراق اصل نظریه افلاطون را گرفت ولی آن را فناوری و بومی کرد و با اعتقادات خودمان سازگار کرد و یک فکر فلسفی ایجاد کرد که روش آن علاوه بر روش عقلی با روش سلوک قلبی و روش کشف شهودِ عرفانی همراه کرد .
پس در روش فلسفی شیخ اشراق هم استدلال و برهان های عقلی است و هم کشف شهود عرفانی .
معروف ترین کتاب شیخ اشراق کتاب حکمت الاشراق1 می باشد.
پس انسان به معلوماتی دسترسی پیدا می کند که در صورتی که اهل تهذیب نفس نباشد و فقط با استدلال عقلی امکان دریافت آن معلومات را ندارد .
مباحث فلسفی ابن سینا شهرت جهانی دارد . در کنار روش اشراقی روش عرفانی داریم.
فرق روش عرفانی با روش اشراقی
۱- به معنای تابیدن است .