پرش به محتوا

جزوه کامل احیای قلبی ریوی pdf

  • از

جزوه احیای قلبی ریوی

دانلود فایل

 

 

کتاب احیای قلبی ریوی فوریت های پزشکی محم علمی کاربردی ضا عسگری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

كور رنگي:
كور رنگي قرمز- سبز:
هنگامي كه گروه واحدي از مخروطهاي – )(:
:
– : – )( – )( – ً – : ً ً احیای قلبی ریوی

– :
)( )( «» )( :
 

ً :
:
/)( ً ً )( :
)( )( )( )))( :
)( ً ؛
)( ؛
)( ؛
)( ً ً ؛)( )( ً : :
-:
گيرد. مثلاً در تمام اطراف قشر اوليه بينايي، ناحيه برودومن 14 قرار دارد كه تقريباً تمامي پيامهاي قشر اوليه بينايي بعداً به آن مي روند.
بنابراين به ناحيه برودمن 14 ناحيه بينايي II يا باختصار 2-V مي گويند. جزوه دستگاه عصبی نواحي ثانويه بينايي را كه دورتر قرار دارند با اسمهايي همچون 3-V و 4-V و … مي خوانند و بيش از دو جين از چنين ناحيه هايي وجود دارد. اهميت تمامي اين نواحي در آن است كه جنبه هاي مختلف تصوير بينايي بطور فزاينده تقسيم مي شود و مورد تحليل قرار مي گيرد.
دو مسير عمده براي تحليل اطلاعات بينايي:
1( مسير سريع «موقعيت» و «حركت»؛
2( مسير دقيق رنگ، كه اطلاعات بينايي پس از ترك قشر اوليه بينايي در دو مسير عمده از نواحي ثانويه بينايي مورد تحليل قرار مي گيرد.
1- تحليل موقعيت سه بعدي با جزوه احیای قلبی ریوی ظاهري و حركت اشياء يكي از مسيرهاي تحليلي موقعيتهاي سه بعدي اشياي ديده شده در فضاي پيرامون بدن را تحليل مي كند. مسير فوق با استفاده از اين اطلاعات، شكل ظاهري مناظره ديده شده و نيز حركات منظره را هم تحليل مي نمايد. بعبارت ديگر اين مسير مي گويد كه هر شي در هر لحظه «كجا» است و آيا حركت مي كند يا نه.

خلاصه رایگان احیای قلبی ریوی

خلاصه رایگان احیای قلبی ریوی

2- تحليل جزئيات بينايي و رنگ؛
پيكانهاي رنگي از قشر اوليه بينايي )ناحيه برودمن 17( به ناحيه بينايي II )ناحيه بردومن 14( و از آنجا به نواحي شكمي )ونترال( و مياني )مديال( قشر پس سري و گيجگاهي مي روند، معرف مسير اصلي تحليل جزئيات بينايي هستند. قسمتهاي مجزايي از اين مسير هم بيشتر به بررسي رنگها مي پردازند. لذا اين مسير در كارهاي مهمي همچون تشخيص حروف، مطالعه، تعيين بافت سطوح، تعيين جزيئات رنگ اشياء، و در نهايت، كشف «ماهيت» شيء با استفاده از اطلاعات فوق دخالت دارد.

تحليل تقابلها در تصوير بينايي:
اگر كسي به يك ديوار سفيد نگاه كنيد، تنها تعداد كمي نرون دو قشر اوليه بينايي تحريك مي شود، خواه نور تابيده به ديوار قوي باشد و خواه ضغيف. بنابراين پرسشي كه مطرح مي شود اين است كه پس قشر بينايي چه چيزي را شناسايي مي كند؟ براي پاسخ به اين پرسش فرض كنيد، كه يك صليب بزرگ و سياه را بر روي ديوار قرار دهيم سمت راست الگوي فضايي اكثريت نرونهاي تحريك شده در قشر بينايي را نشان مي دهد. مي توان مشاهده كرد كه نواحي حداكثر تحريك در طول لبه هاي تيز الگوي بينايي هستند. لذا پيام بينايي قشر اوليه بينايي عمدتاً به تقابلهاي منظره ديده شده ربط دارد تا به نواحي برون تقابل.
قبلاً ديديم كه اين مطلب در مورد بيشتر سلولهاي جزوه احیای قلبی ریوی اي شبكيه هم صادق است. زيرا گيرنده هاي مجاور در شبكيه كه به يك اندازه تحريك مي شوند همديگر را مهار مي كنند. اما در هر لبه اي از منظره كه در آن تغيير تيره به روشن يا از روشن به تيره وجود داشته باشد، مهار دو جانبه صورت نمي گيرد و شدت تحريك متناسب خواهد بود با شيب تقابل. به عبارت ديگر هر چه تقابل تيز تر باشد و اختلاف شدت نواحي تيره و روشن بيشتر باشد، ميزان تحريك بيشتر خواهد بود )شكل30(.
قشر بينايي جهت خطوط و لبه را هم تشخيص مي دهد)سلولهاي ساده(:
قشر بينايي علاوه بر تشخيص وجود خطها و لبه ها در نواحي مختلف تصوير شبكيه، جهت قرارگيري  

:
)(.
 

:
ً )(، ً ً