جزوه تایپ شده حقوق فرهنگی و رسانه ای
استاد اباذری خلاصه کتاب استاد شريفي خضارتي دانشگاه علمی کاربردی استاد آرزو کاظمی صفت کاردانی محمد هدایتیرفرقندی کارشناسی ارشد
() – 
؛ ”” “” “” ؟ فرد برای برترشدن انتخاب میکند ، تاثیر میگذارد. برای مثال احساس ناکافی فکری به عنوان یک کودک ، ممکن است منجر به 
تر ممکن میباشد. شخصیت سالم با پستیهای مشترکی که برای همه ما وجود دارد ، مشخص میشود. نادانی که همه ما در آن سهیم هستیم مانند این که چگونه صلح را در دنیا داشته باشیم و یا اینکه چگونه از بیماریهای وحشتناک رها شویم ، شخصیت سالم را بر آن میدارد که به بشریت کمک کند تا از این نقاط ضعف فراتر رود. همانطور که آدلر نوشت، “علاقه اجتماعی تلافی درست و اجتناب ناپذیر برای همه ضعفهای خنثی مخلوقات انسانی فرد میباشد”.
علاقه اجتماعی یک حقوق فرهنگی ذاتی است که میتواند تعهد هر فرد را درک کند اما به خودی خود توسعه نخواهد یافت. علاقه اجتماعی باید در یک فضای خانوادگی سالم تغذیه شود که همکاری ، احترام ، اعتماد ، حمایت و درک را پرورش میدهد. ارزشهای پایدار و الگوهای عملی اعضای خانواده به ویژه والدین ، جو خانواده را تشکیل میدهند که اگر سالم باشند ، میتوانند کودکان را تشویق کنند تا علایق کاملا خودخواهانه را به نفع علایق اجتماعی بزرگتر رد کنند. شخصیتهای سالم آنهایی هستند که با امید به زندگی کاملتر با کمک به ساختن دنیایی کاملتر تشویق میشوند.
نظریه آسیبشناسی روانی
شخصیتهای بیمارگونه از رسیدن به برتری در سبک سازنده اجتماعی منع شدهاند. شخصیتهای جزوه حقوق فرهنگی و رسانه ای تمایل دارند که از جو خانوادگی رقابت ، بیاعتمادی ، غفلت ، سلطه ، سو استفاده و یا نازپروردگی پدیدار شوند که همه آنها علاقه اجتماعی را دلسرد میکنند. کودکان چنین خانوادههایی بیشتر تلاش میکنند تا زندگی کاملتری به خرج دیگران داشته باشند. کودکانی که از منافع اجتماعی دلسرد میشوند ، معمولا یکی از چهار هدف خودخواهانه را برای رسیدن به برتری انتخاب میکنند: جلب توجه ، جستجوی قدرت ، انتقام جویی و اعلام شکست یا کمبود. اگر چه این اهداف خودخواهانه ممکن است اولین تلاش کودکان بد رفتار باشد اما آنها میتوانند به ویژگیهای نهایی تبدیل شوند که منجر به سبک زندگی ناسالم میشوند. سبک زندگی نازپرورده ناشی از این است که والدین به کودکان خود دلبسته میشوند و کارهایی را برای آنها انجام میدهند که در تواناییهای کودک برای انجام خودشان خوب میباشد. پیامی که کودکان دریافت میکنند این است که آنها قادر به انجام کارها برای خودشان نیستند. اگر کودکان نتیجه بگیرند که ناکافی هستند یک عقده حقارت را رشد میدهند که چیزی بیش از احساس حقارت است. آنها خود پنداره کلی از نارسایی را کسب میکنند. عقدههای حقارت منجر به شخصیتهای نازپرورده میشوند تا از مقابله با وظایف اصلی زندگی یادگیری برای کار ، مربوط به دوستان نزدیک و کمک به یک جامعه سازنده اجتناب کنند. با فقدان علاقه اجتماعی کافی ، آنها تلاش میکنند تا از طریق جستجوی توجه مداوم جبران کنند. جهانبینی افراد با سبک زندگی نازپرورده نشان میدهد که جهان باید به مراقبت از آنها ادامه دهد و حتی زمانی که در بزرگ سالی نیستند ، به آنها توجه کند. سبک زندگی منفعل و نازپرورده منجر به تنبلی میشود که در آن پیام حقوق فرهنگی یک تمایل وابسته به مراقبت است. نوجوانان و بزرگسالان تنبل توجه منفی قابلتوجهی را از خانواده و دوستانی دریافت میکنند که سعی میکنند آنها را به یک سبک زندگی سازندهتر هدایت () ” ”
: “”
-
فهرست مطالب