سوالات مدیریت استراتژیک پیشرفته
رضا رسولی کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد اسلامی
هر دو عامل داخلی و خارجی باید در شرایط به زمان -–/ / &
؟ --ً ()، () () ’/ / &”” / ً () -()، ()، () () () -ً است تا تمرکز ویژه هر فصل را نشان دهد. این سه سؤال مهم است که باید در تدوین یک برنامه استراتژیک به آن ها پاسخ دهید:
الان کجا هستیم؟
کجا می خواهیم برویم؟
چگونه می خواهیم به آنجا برسیم؟
شناسایی چشم انداز، مأموریت، اهداف و استراتژی های موجود سازمان، نقطه شروع منطقی مدیریت استراتژیک است زیرا وضعیت و شرایط موجود یک شرکت ممکن است مانع از برخی استراتژی ها شود و حتی ممکن است یک اقدام خاص را تعیین کند. هر سازمانی دارای چشم انداز، مأموریت، اهداف و استراتژی است، حتی اگر این عناصر، آگاهانه طراحی، نوشته یا ابلاغ نشوند. پاسخ به جایی که سازمان می رود می تواند تا حد زیادی باتوجهبه جایی که سازمان تعیین کرده است تعیین شود!
فرآیند مدیریت استراتژیک، پویا و مداوم است. تغییر در هر یک از اجزای اصلی در مدل می تواند نیازمند تغییر در هر یک از اجزای دیگر داشته باشد. بهعنوانمثال، آنلاین شدن کشورهای آفریقایی می تواند یک فرصت مهم باشد و نیاز به تغییر در اهداف و استراتژی های بلندمدت دارد. عدم تحقق اهداف سالانه می تواند نیاز به تغییر سیاست داشته باشد. یا تغییر یک استراتژی مهم یک رقیب بزرگ می تواند نیاز به تغییر در مأموریت شرکت داشته باشد؛ بنابراین، فعالیت های تدوین، اجرا و ارزیابی استراتژی باید بهصورت مستمر انجام شود، نه فقط در پایان سال یا ششماهه سال. فرآیند مدیریت استراتژیک هرگز به پایان نمی رسد.
همان طور که در فصل 3 بحث شده است، در مدل مدیریت استراتژیک توجه داشته باشید که اخلاق تجاری، مسئولیت اجتماعی و مسائل پایداری محیطزیست بر کلیه فعالیت های موجود در مدل، تأثیر می گذارد. این مبحث در فصل 2 بهتفصیل شرح داده شده است.
روند مدیریت استراتژیک به همان اندازه که مدل مدیریت استراتژیک نشان می دهد، بهدرستی تقسیم نشده و در عمل منظم انجام نمی شود. استراتژیست ها روند کار را بهصورت قدمبهقدم طی نمی کنند. بهطورکلی، در میان سطوح سلسلهمراتبی یک سازمان، دادوستد وجود دارد. بسیاری از سازمان ها جلسات رسمی را سالی دو بار برای گفتگو و بهروزرسانی چشم انداز، مأموریت، فرصت ها، تهدیدها، نقاط قوت، ضعف ها، استراتژی ها، اهداف، سیاست ها و عملکرد شرکت برگزار میکنند. این جلسات معمولاً خارج از محل، برگزار می شود و خلوتگاه نامیده می شود. دلیل انجام دوره ای جلسات مدیریت استراتژیک بهدوراز محل کار تشویق شرکت کنندگان به خلاقیت و صراحت بیش تر است. در طول فرایند مدیریت استراتژیک به ارتباطات و بازخورد خوب نیازمند است.
استفاده از فرآیند مدیریت استراتژیک معمولاً در سازمان های بزرگ تر و به ثبات رسیده، رسمی تر است. رسمیت به این معناست که شرکت کنندگان، مسئولیت ها، اختیارات، وظایف و رویکرد مشخص شوند. مشاغل کوچک تر، رسمیت کم تری دارند. شرکت هایی که در محیط های پیچیده و بهسرعت در حال تغییر رقابت میکنند، مانند شرکت های فناوری، معمولاً در برنامه ریزی استراتژیک رسمیت بیش تری دارند. شرکت هایی که دارای بخش ها، محصولات، بازارها و فناوری های زیادی هستند نیز تمایل دارند در استفاده از مفاهیم مدیریت استراتژیک رسمیت بیش تری داشته باشند. رسمیت بیش تر در استفاده از فرایند مدیریت استراتژیک معمولاً با هزینه، جامعیت، صحت و موفقیت برنامه ریزی در انواع و اندازه های سازمان ارتباط مثبت دارد.
مزایای مدیریت استراتژیک
مدیریت استراتژیک به سازمان اجازه می دهد تا در شکل دهی به آینده خود بیش تر بهصورت فعالانه عمل کند تا واکنش پذیر. این، به سازمان اجازه می دهد فعالیت ها را آغاز کرده و آن ها را تحت تأثیر قرار دهد (نه اینکه فقط به آن ها پاسخ دهد) – و بنابراین سرنوشت خود را کنترل کند. صاحبان مشاغل کوچک، مدیران ارشد اجرایی، رؤسا و مدیران بسیاری از سازمان های انتفاعی و غیرانتفاعی مزایای مدیریت استراتژیک را شناخته و درک کرده اند.
از نظر تاریخی، مزیت اصلی مدیریت استراتژیک کمک به سازمان ها در تدوین استراتژی های بهتر از طریق استفاده از رویکردی منظم، منطقی و عقلانی برای انتخاب استراتژیک بوده است. این قطعاً همچنان از مزایای عمده مدیریت استراتژیک است، اما اکنون مطالعات تحقیقاتی نشان می دهد که فرآیند، بهجای تصمیم یا سند، مهم ترین سهم مدیریت استراتژیک است. ارتباطات، کلید موفقیت در مدیریت استراتژیک است. از طریق مشارکت در فرآیند، بهعبارتدیگر، از طریق گفتگو و مشارکت، مدیران و کارکنان متعهد می شوند از سازمان حمایت کنند. شکل 1-2 این مزیت ذاتی یک شرکت را در برنامه ریزی استراتژیک نشان می دهد. توجه داشته باشید که همه شرکت ها برای کمک به موفقیت شرکت به همه کارمندان “در یک مأموریت” نیاز دارند. Dale Mcconkey گفت: “اهمیت برنامه ها کم تر از برنامه ریزی است.”
بنابراین نحوه انجام مدیریت استراتژیک از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. هدف اصلی این فرآیند دستیابی به درک و تعهد از همه مدیران و کارکنان است. درک، ممکن است مهم ترین مزیت مدیریت استراتژیک و به دنبال آن تعهد باشد. وقتی مدیران و کارمندان می فهمند که سازمان چه کاری انجام می دهد و چرا، آن ها اغلب احساس میکنند بخشی از شرکت هستند و به کمک به آن متعهد می شوند. این امر بهویژه هنگامی صادق است که کارمندان ارتباط بین حقوق و دستمزد خود و عملکرد سازمانی را نیز درک کنند. مدیران و کارمندان هنگامیکه مأموریت، اهداف و استراتژی های شرکت را درک و پشتیبانی میکنند، به طرز شگفت آوری خلاق و نوآور می شوند؛ بنابراین، یک مزیت بزرگ مدیریت استراتژیک فرصتی است که این فرایند برای توانمندسازی افراد فراهم می کند. توانمندسازی عبارت است از تقویت احساس اثربخشی کارکنان از طریق تشویق آن ها برای شرکت در تصمیم گیری و اعمال ابتکار و تخیل و پاداش دادن به آن ها برای این کار. ویلیام فولمر گفت: “شما می خواهید نمونه سوالات مدیریت استراتژیک پیشرفته شما تجارت را مثل آنچه که از آن خودشان است اداره کنند.”
برنامه ریزی استراتژیک یک فرایند نمونه سوالات مدیریت تولید ، کمک، آموزش و پشتیبانی است، نه فقط یک فعالیت جابه جایی کاغذ در میان مدیران ارشد. گفتگوی مدیریت استراتژیک مهم تر از یک سند مدیریت استراتژیک است که به زیبایی پیوند خورده باشد. از طریق مشارکت در فرآیند، مدیران صف “صاحب” استراتژی می شوند. مالکیت استراتژی ها توسط افرادی که باید آن ها را اجرا کنند، رمز موفقیت است!
اگرچه اتخاذ تصمیمات استراتژیک خوب، مسئولیت اصلی صاحب سازمان یا مدیر اجرایی سازمان است، مدیران و کارمندان نیز باید در فعالیت های تدوین، اجرا و ارزیابی استراتژی نقش داشته باشند. مشارکت یک کلید برای کسب تعهد برای تغییرات موردنیاز است.
تعداد فزاینده ای از شرکت ها و مؤسسات از مدیریت استراتژیک برای تصمیم گیری مؤثر استفاده میکنند. اما مدیریت استراتژیک تضمینی برای موفقیت نیست. اگر به طور تصادفی انجام شود، می تواند ناکارآمد باشد.

نمونه سوالت مدیریت استراتژیک
مزایای مالی
تحقیقات، نشان می دهد که سازمان هایی که از مفاهیم مدیریت استراتژیک استفاده میکنند سودآوری و موفقیت بیش تری نسبت به سازمان هایی دارند که از آن استفاده نمی کنند. شرکت های با عملکرد بالا تمایل به برنامه ریزی منظم دارند تا خود را برای نوسانات آینده در محیط خارجی و داخلی آماده کنند. شرکت هایی با سیستم های برنامه ریزی که بیش تر شبیه تئوری مدیریت استراتژیک هستند، عملکرد مالی طولانیمدت برتر را نسبت به صنعت خود نشان میدهند.
به نظر می رسد شرکت های با عملکرد بالا با پیش بینی خوبی از عواقب کوتاهمدت و بلندمدت، تصمیمات آگاهانه تری می گیرند. در مقابل، شرکت هایی که عملکرد ضعیفی دارند غالباً فعالیت هایی انجام می دهند که کوتهبین هستند و پیش بینی خوبی از شرایط آینده را منعکس نمی کنند. استراتژیست های سازمان های با عملکرد پایین غالباً درگیر حل مشکلات داخلی و رعایت مهلت های اداری هستند. آن ها به طور معمول نقاط قوت رقبای خود را دستکم می گیرند و نقاط قوت شرکت خود را دست بالا می گیرند. آن ها اغلب عملکرد ضعیف را به عواملی غیرقابلکنترل مانند اقتصاد ضعیف، تغییر فناوری یا رقابت خارجی نسبت می دهند.
سالانه بیش از 100000 کسبوکار در ایالات متحده شکست می خورند. ناکامی در کسبوکارها شامل ورشکستگی، سلب مالکیت، تسویه و وصایای دادگاه است. اگرچه عوامل زیادی علاوه بر عدم مدیریت مؤثر استراتژیک می توانند منجر به شکست در تجارت شوند، اما مفاهیم برنامه ریزی و ابزارهای توصیف شده در این متن می توانند منافع مالی قابلتوجهی برای هر سازمانی به همراه داشته باشند. نرخ شکست تجاری در ایالات متحده آمریکا در سال 2012/2013 به طرز چشمگیری کاهش یافت، اما نرخ ها در سراسر اروپا به طور قابلتوجهی افزایش یافت.
مزایای غیرمالی
دانلود رایگان نمونه سوالات مدیریت استراتژیک پیشرفته با پاسخ تشریحی PDF
مدیریت استراتژیک علاوه بر کمک به شرکت ها برای جلوگیری از نابودی مالی، مزایای ملموسی از جمله افزایش آگاهی در مورد تهدیدات خارجی، درک بهتر از استراتژی های رقبا، افزایش بهره وری کارکنان، کاهش مقاومت در برابر تغییر و درک روشن تر از روابط عملکرد و پاداش را ارائه می دهد. مدیریت استراتژیک توانایی پیشگیری از مشکل سازمان ها را افزایش می دهد زیرا باعث تعامل بین مدیران در تمام سطوح نمونه سوالات مدیریت استراتژیک پیشرفته و بخشی می شود. شرکت هایی که مدیران و کارمندان خود را پرورش داده اند، اهداف سازمانی را با آن ها به اشتراک گذاشته اند، آن ها را برای کمک به بهبود محصول یا خدمات توانمند کرده اند و مشارکت آن ها را تشخیص داده اند، می توانند به دلیل این تعامل، به آن ها کمک کنند.
علاوه بر توانمندسازی مدیران و کارمندان، مدیریت استراتژیک غالباً نظم و انضباط را برای یک شرکت متلاطم به وجود می آورد. این می تواند آغاز یک سیستم مدیریتی کارآمد و مؤثر باشد. مدیریت استراتژیک ممکن است اعتماد به استراتژی فعلی تجارت را تجدید کند یا به لزوم اقدامات اصلاحی اشاره کند. فرآیند مدیریت استراتژیک، زمینه ای را برای شناسایی و منطقی سازی نیاز به تغییر را برای کلیه مدیران و کارکنان یک شرکت فراهم می کند. این به آن ها کمک می کند تا تغییر را بهعنوان یک فرصت بهجای تهدید نمونه سوالات مدیریت تولید. به گفته گرینلی، برخی از مزایای غیرمالی یک شرکت با استفاده از مدیریت استراتژیک، افزایش نظم، بهبود هماهنگی، ارتباطات بیش تر، کاهش مقاومت در برابر تغییر، افزایش تفکر روبهجلو، تصمیم گیری بهتر، افزایش هم افزایی و تخصیص مؤثرتر زمان و منابع است.
چرا برخی از شرکت ها برنامه ریزی استراتژیک ندارند؟
برخی از شرکت ها برنامه ریزی استراتژیک ندارند و برخی از شرکت ها برنامه ریزی استراتژیک انجام می دهند اما از مدیران و کارمندان پشتیبانی نمی شود؟ ده دلیل (بهانه) که اغلب برای برنامه ریزی استراتژیک ضعیف یا بدون برنامه در یک شرکت ذکر می شود به شرح زیر است:
1. عدم آموزش رسمی در زمینه مدیریت استراتژیک
2. عدم درک و قدردانی از مزایای برنامه ریزی
3. عدم پاداش پولی برای انجام برنامه ریزی
4. عدم مجازات برای برنامه ریزی نکردن
5. “واکنش گرا” (حل بحران های داخلی) برای برنامه ریزی قبلی، بیش از حد شلوغ است
6. دیدن برنامه ریزی بهعنوان اتلاف وقت، زیرا هیچ کالایی / خدماتی ساخته نشده است
7. تنبلی؛ برنامه ریزی مؤثر به زمان و تلاش نیاز دارد. وقت طلاست
8. رضایت با موفقیت فعلی؛ عدم درک این که موفقیت امروز هیچ تضمینی برای موفقیت فردا نیست؛ حتی شرکت Apple یک مثال است.
9. اعتمادبهنفس بیش از حد
10. تجربه بد قبلی با برنامه ریزی استراتژیک که زمانی یا جایی انجام شده است
مشکلات در برنامه ریزی استراتژیک
برنامه ریزی استراتژیک فرایندی مبهم، بغرنج و پیچیده است که یک سازمان را به محدوده نامشخصی منتقل می کند. برنامه ریزی استراتژیک، یک نسخه آماده برای موفقیت فراهم نمی کند؛ در عوض، سازمان را از طریق مسیری پیش می برد و چارچوبی را برای پرداختن به سؤالات و حل مشکلات ارائه می دهد. آگاهی از مشکلات احتمالی و آمادگی برای رفع آن ها برای موفقیت ضروری است.
برخی از دام هایی که باید در برنامه ریزی استراتژیک مراقب آن ها باشید و از آن ها اجتناب کنید، این موارد است:
• استفاده از برنامه ریزی استراتژیک برای دستیابی به کنترل تصمیمات و منابع.
• انجام برنامه ریزی استراتژیک فقط برای تأمین اعتبار یا شرایط قانونی.
• با سرعت خیلی زیادی از توسعه مأموریت به سمت تدوین استراتژی حرکت می کند.
• عدم برقراری ارتباط برنامه با کارمندانی که بدون برنامه به کار خود ادامه می دهند.
• مدیران عالی بسیاری از تصمیمات بصری را که با طرح رسمی در تضاد است، می گیرند.
• مدیران ارشد از روند برنامه ریزی استراتژیک به طور فعال پشتیبانی نمی کنند.
• عدم استفاده از برنامه ها بهعنوان استاندارد اندازه گیری عملکرد.
• تفویض برنامه ریزی به یک برنامه ریز بهجای این که همه مدیران درگیر شوند.
• عدم مشارکت کارمندان اصلی در تمام مراحل برنامه ریزی.
• عدم ایجاد جو مشترک برای حمایت از تغییر.
• مشاهده برنامه ریزی غیرضروری یا غیر مهم.
• چنان درگیر مشکلات فعلی می شوید که برنامه ریزی کافی یا کلاً برنامه ریزی انجام نمی شود.
• در برنامه ریزی چنان رسمی است که انعطاف پذیری و خلاقیت را از بین می برد.
رهنمودهایی برای مدیریت استراتژیک مؤثر
عدم رعایت برخی از رهنمودها در انجام مدیریت استراتژیک می تواند موجب انتقاد از فرآیند و ایجاد مشکلاتی برای سازمان شود. باید به مسائلی از قبیل “آیا مدیریت استراتژیک در شرکت ما فرایند مردمی است یا فرآیند کاغذی؟” پرداخت. برخی از سازمان ها زمان زیادی را صرف تدوین برنامه استراتژیک میکنند، اما پس از آن با پیاده سازی مؤثر، موفق به پیگیری نمی شوند. تغییر و نتایج در یک شرکت از طریق پیاده سازی است نه از طریق تدوین، اگرچه تدوین مؤثر برای اجرای موفقیت آمیز بسیار مهم است. ارزیابی مداوم استراتژی ها نیز ضروری است زیرا جهان چنان سریع تغییر می کند که استراتژی های موجود می توانند اغلب نیاز به اصلاح داشته باشند.
مدیریت استراتژیک نباید به مکانیزم اداری تغییرناپذیر تبدیل شود. بلکه باید یک فرآیند یادگیری درون اندیشی باشد که مدیران و کارمندان سازمان را با موضوعات کلیدی استراتژیک و گزینه های عملی برای حل این مسائل آشنا کند. مدیریت استراتژیک نباید تشریفاتی، شیک، هماهنگ یا خیلی رسمی، قابل پیش بینی و سفت و سخت شود. کلمات پشتیبانی شده توسط اعداد، بهجای اعداد پشتیبانی شده توسط کلمات، باید رسانه ای برای توضیح مسائل استراتژیک و پاسخ های سازمانی باشند. نقش اصلی استراتژیست ها تسهیل یادگیری و تغییر مداوم سازمانی است.
R. T. Lenz شش :
-“” “” مبادلات استراتژی به قضاوت ها و ترجیحات ذهنی نیاز دارد. در بسیاری از موارد، عدم عینیت در تدوین استراتژی منجر به از دستدادن وضعیت رقابتی و سودآوری می شود. امروزه اکثر سازمان ها می دانند که مفاهیم و تکنیک های مدیریت استراتژیک می توانند اثربخشی تصمیمات را افزایش دهند. عوامل ذهنی مانند نگرش نسبت به خطر، نگرانی نسبت به مسئولیت اجتماعی و فرهنگ سازمانی همیشه بر تصمیمات تدوین استراتژی تأثیر می گذارد، اما سازمان ها باید با درنظرگرفتن عوامل کیفی تا حد ممکن عینی باشند. جدول 1-2 رهنمودهای مهم برای مؤثر بودن روند برنامه ریزی استراتژیک را خلاصه می کند.
مقایسه استراتژی تجاری و نظامی
پیشینه نظامی قدرتمند اساس مطالعه مدیریت استراتژیک است. اصطلاحاتی مانند اهداف، مأموریت، نقاط قوت و ضعف ابتدا برای رسیدگی به مشکلات در جبهه نبرد تدوین شد. طبق فرهنگ لغت جهان جدید وبستر، استراتژی “دانش برنامه ریزی و هدایت عملیات های نظامی گسترده، مانور نیروها بهموقعیت مطلوب قبل از درگیری واقعی با دشمن” است. کلمه استراتژی از strategos یونانی است که به یک ژنرال نظامی اشاره دارد و از ترکیب strategos (ارتش) و ago (برای هدایت) تشکیل شده است. تاریخ برنامه ریزی استراتژیک در ارتش آغاز شد. هدف اصلی هر دو استراتژی تجاری و نظامی “بهدستآوردن مزیت رقابتی” است. از بسیاری جهات، استراتژی تجاری مانند استراتژی نظامی است و استراتژیست های نظامی در طول قرن ها چیزهای زیادی آموخته اند که امروز می تواند به سود استراتژیست های تجاری باشد. سازمان های تجاری و ارتشی هر دو سعی میکنند از نقاط قوت خود برای استفاده از نقاط ضعف رقبا استفاده کنند. اگر استراتژی کلی سازمان اشتباه باشد (غیر مؤثر)، ممکن است تمام کارآیی در جهان برای موفقیت کافی نباشد. موفقیت تجاری یا نظامی بهطورکلی نتیجه خوشایند استراتژی های تصادفی نیست. بلکه موفقیت هم محصول توجه مداوم به تغییر شرایط بیرونی و داخلی و هم تدوین و اجرای سازگاری های بینشی با آن شرایط است. عنصر غافلگیری، مزایای رقابتی زیادی را در هر دو استراتژی نظامی و تجاری فراهم می کند. سیستم های اطلاعاتی که اطلاعات مربوط به استراتژی ها و منابع مخالفان یا رقبا را فراهم میکنند نیز از اهمیت حیاتی برخوردار هستند.
البته، یک تفاوت اساسی بین استراتژی نظامی و تجاری این است که استراتژی تجارت با فرض رقابت، تدوین، اجرا و ارزیابی می شود، درحالیکه استراتژی نظامی مبتنی بر فرض تعارض است. بااینوجود، درگیری نظامی و رقابت تجاری آن قدر شباهت دارند که بسیاری از تکنیک های مدیریت استراتژیک به طور یکسان برای هر دو اعمال می شوند. تدوین و اجرای استراتژی برتر می تواند بر برتری حریف در تعداد و منابع غلبه کند.
الکساندر بزرگ در سال 356 پیش از میلاد در پلا متولد شد، پادشاه مقدونیه، ایالتی در شمال یونان باستان بود. الکساندر تا سن 16 سالگی توسط ارسطو آموزش می دید، تا 30 سالگی یکی از بزرگترین امپراتوری های جهان باستان را ایجاد کرده بود که از دریای یونان تا هیمالیا کشیده شده بود. الکساندر در جنگ شکست نخورد و یکی از فرماندهان موفق تاریخ به حساب می آید. او معیاری شد که رهبران نظامی حتی امروز خود را با آن مقایسه میکنند و آکادمی های نظامی در سراسر جهان هنوز استراتژی ها و تاکتیک های او را آموزش می-دهند. الکساندر بزرگ یکبار گفت: “ارتش بزرگ گوسفندانی که توسط یک شیر هدایت می شوند، بزرگ تر از ” : ً :
” - – ”
-ً
فهرست مطالب