پرش به محتوا

نمونه سوالات روانشناسی عمومی همراه پاسخ pdf

  • از

سوالات روانشناسی عمومی همراه پاسخ ها

دانلود فایل

 

 

 

دانشگاه پیام نور کارشناسی ارشد فراگیر حمزه گنجی علمی کاربردی دانشگاه آزاد رشته علوم تربیتی هیئت مولفان دکتری کاردانی استخدامی برای آزمون

 

 

 

 

 

 

؛)(.؛)(
«» :)(.
: – – ) ( 🙂 -(
«» ؛ : ؟ «» ؛ ::) -(
؛::- – – )(
: : : ؟!
: )( ؛:) (
:: :  

 

).( ::) ( : :: :
: ) – ( :  

روانشناسی عمومی

:
: : )(.
)(
(: ( : ( ( )( ) ( ) (.
: – – :
:
)( :
)( => )( )( => ):(
)( + )( => )(

)( :
)( => )(
) ( )( ) (: ؛)(
)(.
)(
)( ←: «» )(.
:: – : :نمونه سوالات

: – )( – : ( (( )(: )( ) ( ) /( اتوماتیک وارد می شود و اگر مورد توجه روانشناسی نشود از بین می رود ولی اگر مورد توجه واقع شود وارد مرحله بعد یعنی کوتاه مدت )کاری( می شود .
حافظه کوتاه مدت )فعال: ( ماندگاری اطلاعات در آن بیشتر است و ورود اطلاعات به آن اتوماتیک نیست= > به وسیله ی «توجه» است.
اگر تمرکز نباشد 30s باقی می ماند ، ظرفیت آن محدود است) ?????2 ± 7( یکی از راهکارها تقسیم بندی است

 

دانلود رایگان  سوالات روانشناسی عمومی pdf

 

مرور ذهنی )مرور نگه دارنده( باعث می شود اطلاعات در ذهن بماند و وارد قسمت بعدی حافظه شوند مرور ذهنی یا تصویری است یا شنیداری
اگر مرور ذهنی رخ ندهد بعد از 18s اطلاعات از بین می رود . )و افت اطلاعات در زمان های ابتدایی بیشتر است ( برای ورود اطلاعات از حافظه ی کوتاه مدت به حافظه ی طولانی مدت باید «رمز گذاری» انجام شود.
اطلاعات زیاد است اما گاهی به یاد نمی آوریم ونمی نمونه «بازیابی» کنیم چون سازمان بندی مناسب نداشتیم .
ظرفیت حافظه ی بلندمدت نا محدود است ، عملکرد آن : سوالات بندی و ذخیره اطلاعات ، طول زمان ماندگاری آن بی نهایت است .
اطلاعات طولانی مدت در قسمت هیپوکایپ نگه داری می شود)کودکان به همین دلیل خاطرات قبل از 3 سالگی خود را به یاد نمی آورند( و اطلاعات کوتاه مدت در غشر فرونتال .
ترشح دوپامین باعث می شود ساختارهای مناسب تری در حافظه طولانی مدت شکل بگیرد و این حافظه عملکرد بهتری داشته باشد.
بسط معنایی: کمک به حافظه ی بلند مدت
1( بیهوده تکرار نکردن 2(مثال آوردن 3( یادگیری مطالب مرتبط با هم .
High light کردن مطالب هم زیاد موثر نیست .
مهارت ها چون دسته بندی خوبی در حافظه بلند مدت دارند بازیابی آنها خوب است .
اطلاعاتی که به لحاظ معنایی یاد می گیریم در سطح عمیقی هستند. در لایه های سطحی ابتدا اطلاعاتی که به شکل شنوایی دریافت می شوند سپس در سطحی ترین لایه اطلاعاتی که به شکل بینایی دریافت می کنیم.

پس گستر یا retroactive )اطلاعاتی که الان گرفتیم با قبلی تداخل می کند
پیش گستر یا proactive )زمانی که اطلاعات قبلی با جدید تداخل می کند( شرایط محیطی در به خاطر سپردن اطلاعات می تواند تاثیر زیادی داشته باشد .
هیجان و انگیختگی
انگیزش: آن چه باعث شود در یک رفتار نیرویی وجود داشته باشد که انجام شود دیدگاه تاریخی انگیزش:
1- در ابتدا این دیدگاه بود که انگیزش همان نمونه  است . که اگر اراده داشته باشیم ولی هدف و برنامه درستی نداشته باشیم شاید به هدفمان نرسیم. اما اگر انگیزه داشته باشیم به هدفمان می رسیم بنابراین مترادف دانستن اراده و انگیزش درست نیست دکارت: اراده = قدرت ذهن
2- غریزه : محرک هایی که بصورت خودکار درانسان و سایرموجودات وجود دارد و برای بقاء است . غریزه الگویی است که بصورت ثابت است و تغییر پذیر نیست در صورتی که در رفتارهای ارادی انعطاف پذیری وجود دارد بنابراین غریزه معادل اراده نیست.
چارلز داروین: غریزه= ماشینی خودکار و نا آموخته => بروز آن با سوالات مناسب
3- سائق) Drive (: ویژه انسان است نمونه سوالات روانشناسی عمومی که در خدمت انسان است برای رفع نیازها و ارضاء غرایز .عدم تعادل نیازهای بدن=> بروز رفتاری برای خدمت به بدن= > رفع نیاز.
گاه رفتارهای ارادی و انگیزش تعادل را بهم می زنند. بهمین دلیل نمی توان انگیزش را دقیقا معادل سائق در نظر گرفت بلکه بالاتر است .
در واقع انگیزش etiology رفتار است )علتی که باعث رفتارمی شود ( صرف نظر از این که باعث تعادل بشود یا نه

انگیزش: 1(انگیزه درونی : )هیجان / شناخت / نیاز( 2(رویداد بیرونی : )مشوق ها / پیامد های بیرونی(
مشوق اولیه: به خودی خود برای رفع نیازهای فیزیولوژیک مطرح می شوند )مثلا غذا(
مشوق ثانویه: وابسته به مشوق اولیه است بطور مثال پولی که برای خرید غذا عمومی می شود.
نیازها:

بی اشتهایی عصبی انحراف از خوردن است )فرد احساس می کند روانشناسی است در حالیکه لاغر است ولی بازهم غذا نمی خورد(
هیجان )رنگ زندگی است:( نمونه خوشایند یا ناخوشایند که نسبت به پدیده های )محرک ها ( مختلف داریم )مثبت = شادی و …. منفی = ترس و خشم و….
هیجان یک بعد فیزیولوژیک دارد که تحریک سیستم سمپاتیک است وبعد ذهنی آن هم احساس خوشایند و نا خوشایند ما است .
هیجان خشم از قوی ترین هیجانات در برخورد با این نسبت ها است .
هیجان ترس گاه به بقاء ما کمک می کند .
هیجان نفرت هم ریشه زیستی آن بقاء فرد است )رها شدن و خلاص شدن( زمانی که از دست دادن رخ می دهد هیجان غم است .
شش هیجان اصلی داریم ) خشم – ترس – نفرت –غم – سوالات – شادی ( بقیه هیجانها بر گرفته از اینها هستند .
سیر تاریخی : نظریه عقل سلیم – نظریه جیمز لانگه –نظریه کانون بارد – نظریه شاختر
1-عقل سلیم: محرک ←هیجان ← واکنش بدنی )واکنش بدنی باعث می شود بفهمیم که چه هیجانی داریم ( این تئوری کارآمد نیست .
2-نظریه جیمز لانگه: محرک ← واکنش بدنی ← هیجان
نمی توان فقط بر اساس واکنش بدنی تصمیم گرفت زیرا واکنش بدنیِ افزایش ضربان قلب، ) تحریک سیستم سمپاتیک ( هم در مورد love هم fear وجود دارد . پس body # emotion پس سیستم سمپاتیک در ادراک ما از محیط می تواند موثر باشد اما تنها عامل نیست .
3-تئوری cannon – bard: زمانی که محرک را می بینیم واکنش فیزیولوژیک و شناختی که نسبت به آن داریم با هم منجر به ایجاد هیجان می شود .
4- تئوری شناخت Schachter : در این تئوری هیجان ما روی واکنش بدن )فیزیولوژیک ( اثر دارد واکنشفیزیولوژیک روی شناخت اثر می گذارد . همه این عوامل بصورت چرخه ای روی هم تاثیر دارند .
5- تئوری ekman’s facial feedback :هیجان های مختلف واکنش های چهره ای مختلف و مشخص دارد که حتی + – سوالات تستی

-)– – ( .
– )– :
– – – : – : )(:
– –  

 

:- )(
– )(
؛ ؛ :
«»)( فرد برای ارضاء نمونه پرخاشگری باید در معرض آن باشد تا ارضا شده و دیگر پرخاشگر نباشد را رد کرد . نوعی دیگر از یادگیری با در نظر گرفتن مباحث شناختی مطرح می شود . مثلا این که در شرطی سازی عامل فرد عملی را انجام می دهد به دلیل این است که کنترل دارد یعنی فرد باید باور داشته باشد که رفتار خود اوست که تعیین کننده پیامد است . پس مرتبط است با عوامل شناختی
در مورد شرطی سازی کلاسیک هم این که یک محرک شرطی چقدر بتواند پاسخ را پیش بینی کند مرتبط با عواملشناختی است یادگیری پیچیده مرتبط با نقشه های شناختی در ذهن .
یادگیری از راه بینش : تایید یادگیری پیچیده با آزمایش بر شامپانزه ها . عمومی  ای را در قفس گذاشتند و خارج قفس چند موز بود درون قفس چوب کوتاه و بیرون آن چند چوب بلند بود . شامپانزه متوجه شد با چوب کوتاه نمی تواند به موز برسد ناگهانی و بدون آزمون و خطا از چوب کوتاه برای رسیدن به چوب های بلند استفاده کرد و به موز رسید . در واقع راه حل مساله ناگهانی ظاهر می شود و این فراتر از شرطی سازی است و مرتبط با یادگیری پیچیده و عوامل شناختی در زهن اوست پس توانمندی شناختی دارد.

– نظریه روانکاوی فروید:

قبل از قرن 19 تأکید بر روی جنبه جسمی بیماری ها بود.با ایجاد بعضی اختلالات مثل هیستری)مشکلاتی مثل فلجی و تشنج با وجود سلامت فیزیولوژیک( جنبه روانی هر بیماری نیز اهمیت پیدا کرد.
فروید اولین بار هیستری را به عنوان یک بیماری روانی مطرح کرد.او توانایی «شارکف» در هیپنوز بیمار و درمان موقت این مشکل را قبلاَ مشاهده کرده بود ولی به دنبال یک راهکار اساسی بود.
فروید به همراه بروئر)استاد خود( تحقیقاتی را بر روی یک بیمار به نام «آنا-او» – که پس از مرگ پدرش از مشکلات هیستری رنج می برد – شروع کردند.
آن ها از او خواستند که راجع به تجربیات عاطفی و هیجانی اش حرف بزند و مشاهده کردند در حین بازگویی این احساسات، او دچار برانگیختگی هیجانی و احساسی می شود و پس از فروکش کردن این هیجانات، علایم هیستری او کاهش می یابد.

نتایج مهم این پژوهش:
1.هیجانات ناخوشایند )خاطرات و نمونه دردناکی که برای فرد سوالات افتاده( به قسمتی از ذهن منتقل شده و آنجا سرکوب می شوند.که فروید آن قسمت را ناخودآگاه نامید.
2. .هیجانات ابراز نشده باعث بروز بیماری می شوند.))آن جایی که زبان از بیان دردهای درونی باز می ماند؛بدن زبان می گشاید!!(( ولی اگر این هیجانات سرکوب شده بیان شوند )از ناخودآگاه به خودآگاه منتقل شوند( علایم بیماری کاهش می یابد .
چهار زمینه اصلی روانکاوی:غرایز اصلی – انگیزش ناخودآگاه – جو روانی – مدل انرژی
فروید با وجود اینکه بسیار متأثر از داروین بود ولی باور داشت که غریزه فقط برای حیوانات مطرح است نه انسان.
فروید برای انسان سایق)Drive( را تعریف کرد. که علاوه بر غریزه مسیر ارضای آن نیز مشخص است.
2 درایو)غریزه( اصلی:
زندگی )جنسی( : آن را لیبیدو یا زیست مایه نامید .
مرگ )پرخاشگری( :آن را تاناتوس نامید.
ارضای این دو غریزه به 2 دلیل میسر نیست:
شرایط محیطی و واقعیات)گرسنه هستی ولی غذا نیست(.
شرایط و اصول اخلاقی اجتماع و فرهنگ)نمونه سوالات روانشناسی عمومی هستی ولی ماه رمضان است(.

عدم ارضای غرایز ایجاد تعارض می کند و تعارض ایجاد اضطراب می کند. و روانشناسی برای کاهش فشار آن ها ِ :
– )(
– – )(

::؛:
: :)ِ ( – – )(.

:
– )( : – – – )( – – – )– (
-)(:– – ِ – – – )– ( – )( – )(:)( – – – – )– ( – )( – :: –: – – ) ( )(