پرش به محتوا

نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی ۲ همراه پاسخ تشریحی pdf

  • از

سوالات حقوق جزای اختصاصی ۲

دانلود فایل

 

 

دانشگاه آزاد اسلامی دانشگاه پیام نور علمی کاربردی وکالت کارشناسی ارشد

 

 

 

 

 

( باسمه تعالي )
عنوان درس حقوق جزاي اختصاصي2,جرايم عليه اموال () بايد گفت (( )) (()): () (())() (())(()) (()): () :
(())()():
حقوق جزای اختصاصی

:
() (()). :
:
:
:

— ——:
*()() *:

—( (-
(-
) برخي مصاديق جرم كلاهبرداري از عبارت ((هركس از راه حيله و تقلب))استفاده كرده است كه نشان مي دهد كه تمامي اقدامات كلاهبردار بايد متضمن مانور هاي متقلبانه و يك سري صحنه سازي هاي دروغين باشد.پس از همين جا مشخص مي شود كه جرم كلاهبرداري در كنار مقيد به نتيجه بودن ,يك جرم مقيد به وسيله نيز هست.يعني وسيله حتما بايد متقلبانه باشد .

نكته مفيدي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه اثبات توسط متهم به كلاهبرداري بااستفاده از وسايل متقلبانه بر عهده ي شاكي و دادستان است.
* در خصوص مفهوم ((حيله و تقلب ))بايد گفت منظور ازاين عناوين اقدامي بيش ازدروغ محض است و حتما بايد با صحنه سازي ها و مانورهاي متقلبانه اي همراه باشد.پس اگر فردي چه به صورت شفاهي و يا كتبي , مطالب دروغ آميزي را صرفا مطرح نمايد,تا اين اندازه عملش عنوان كلاهبرداري را ندارد.اگر با اين دروغ موفق به بردن مال ديگران شود مي تواند به اتهام تحصيل مال از طريق نامشروع موضوع ماده 2قانون تشديد محكوم شود. مثلا پول گرفتن از كسي به اين جهت كه او را در يك خدمت دولتي استخدام كند .
نكته بسيار مهم ديگر اين است بايد بين توسل مرتكب به وسايل متقلبانه و نتيجه مجرمانه حاصله درجرم كلاهبرداري كه همانا بردن مال قرباني است ,رابطه ي سببيت وجود داشته باشد.
از طرفي زماني كه مرتكب با استفاده از اسناد مجعول اقدام به كلاهبرداري مي كند, هم به ارتكاب جرم كلاهبرداري و هم حسب مورد جعل و استفاده از سند مجعول نيز محكوم مي گردد.يعني عمل مشمول تعدد معنوي مذكور در ماده ي 131ق.م.13921و اعمال مجازات اشد مي شود.
نكته ي ديگر در مورد متقلبانه بودن وسيله دركلاهبرداري آن است كه گاه وسيله هم از لحاظ شكل و ظاهر و هم از لحاظ محتوا,متقلبانه است. مثل آنكه مرتكب مدركي دروغين را جعل نموده و ساخته و از آن استفاده نمايد و گاه نيز هرچند وسيله يا سند و مدرك مورد استفاده ي كلاهبردار, از لحاظ شكل و ظاهري,صحيح و غير متقلبانه است,اما به اصطلاح محتواي به كار گيري آن سند يا نوشته ,خالي از وجه است .و مورد استفاده متقلبانه قرارگيرد.مثل ارائه شناسنامه واقعي يك شخص مرده جهت دريافت يكسري مزايا و حقوق مالي.پس وسيله كلاهبرداري حتما بايد به يكي از اشكال فوق,متقلبانه باشد .در غير اين صورت مرتكب محكوم به كلاهبرداري نخواهد بود.
۵
* همانطور كه در ماده قانوني مربوطه ذكر شده است ,توسل به وسايل متقلبانه بايد مقدم بر تحصيل مال وبردن مال باشد,يعني استفاده از وسايل متقلبانه بايد براي تحصيل مال باشد. پس مثلا اگر امين يا عاريه گيرنده يا وكيل و…..كه ابتدائا مال را از صاحب مال دريافت ميكنند ,پس از آن با استفاده از ابزارهاي دروغين و ادعاي مفقود شدن مال از استرداد آن خودداري نمايند عمل,مشمول عنوان كلاهبرداري نيست.
* معمولا در تحقق جرم كلاهبرداري , ما با اجتماع وسايل متقلبانه و غير متقلبانه رو به رو هستيم كه اين امر مشكلي در جهت تحقق كلاهبرداري به وجود نمي آورد,چرا كه لازم نيست تمامي وسايل، متقلبانه باشند,بلكه متقلبانه بودن برخي از وسايل در كلاهبرداري كفايت مي كند، منتهاي مراتب به لحاظ ضرورت وجود رابطه ي سببيت بين توسل به وسايل متقلبانه و تحصيل مال غير, وسايل متقلبانه بايد ((علت يا سبب موثر)) تحصيل و بردن مال غيرباشد.
مثال:شخصي كه خود را داراي مدرك كارشناسي حقوق و يك بساز و بفروش مشهور معرفي ميكند و از اين طريق مال مردم را مي برد حتي اگر مدرك كارشناسي حقوق واقعي را داشته باشد چون علت عمده ي بردن اموال توسل به مانور متقلبانه ي جا زدن خود به عنوان يك بساز و بفروش مشهور است ,فرد به كلاهبرداري محكوم مي شود.
مصاديق تمثيلي مانور هاي متقلبانه كه در ماده 1به آن اشاره شده است به شرح. زير بيان مي شود .
1 -فريب دادن مردم به وجود شركت ها يا تجارتخانه ها يا كارخانجات و موسسات موهوم:
در خصوص اين عنوان با يستي,اين توضيح را بيان نمود كه الزاما تحقق عنوان مذكور مستلزم فقدان شركت يا تجارتخانه يا موسسه مورد ادعا نيست ,زيرا تفاوتي نمي كند كه شركت يا موسسه مورد ادعا, اصلا به ثبت نرسيده و وجود خارجي نداشته باشد يا اينكه با كيفيت و ويژگي ها و به منظوري كه متهم وانمود كرده است ,وجود نداشته باشد.

 

دانلود رایگان نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی ۲ با پاسخ تشریحی PDF

2 -فريب دادن مردم به داشتن اموال و اختيارات واهي :
يعني آنكه مرتكب خود را با صحنه سازي هاي دروغين, مالك اموال زيادي معرفي نمايد يا خود را صاحب نفوذ و اقتدار در مقامات و مسئولين مربوطه قلمداد نمايد و از اين طريق با دريافت وجوهي از اشخاص ,قول اخذ گواهينامه,گذرنامه,كارت پايان خدمت,ويزاي يك كشور خارجي و …را بدهد.

3 -اميدواركردن مردم به امور غير واقع:
۶

هرگاه كسي ديگران ر ا با توسل به وسايل متقلبانه به انجام كارهاي غير ممكن و غير واقع اميد وار,نمايدكلاهبردار محسوب مي شود.نظيرآنكه كسي ديگري را اميدوار سازد كه طلب سوخته ي وي را وصول مي كند يا اينكه اجناس متعلق به وي را به قيمتي بس بالا تر به فروش مي رساند يا بيماري صعب العلاج وي را درمان مي كند يا از طريق رمل اندازي ,سارق اموال وي را پيدا كرده يا هرگونه مشكلات شخصي وي را حل خواهد نمود و از اين رهگذر وجوهي را از قربانيان دريافت كند.

4 -ترساندن مردم از حوادث و پيش آمد هاي غير واقع:
اين عنوان شامل اقداماتي نظير اين است كه مرتكب از طريق جعل نقشه ي شهرداري,ديگري را از اينكه ملكش در طرح تعريض خيابان يا افتتاح ايستگاه مترو يا اتوبان است ,بترساند و از اين طريق ملك وي را با پرداخت قيمتي بس ارزانتر به ثمن پايين خريداري نمايد و يا فرد قرباني را از گراني قيمت ها و كم ياب شدن برخي از اجناس در آينده ترسانيده و كالاي خود را به قيمتي گزاف به وي بفروشد .
البته نبايد از ياد برد كه جهت صدور حكم كلاهبرداري براي چنين فاعلي در اين حالت ,احراز غير واقعي بودن حوادث و پيشامد هاي مورد ادعا ضروري است.پس اگر حوادث مورد ادعاي مرتكب واقعي باشند,هر چندمرتكب ,مدرك مثبت ادعاي خود را من غير حق,به دست آورده باشد ,عمل وي كلاهبرداري نيست.

5 -اختيار اسم يا عنوان مجعول:
در برخي از موارد ,كلاهبردار باصحنه نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی ۳ متقلبانه ,مثلا مخدوش كردن و دست بردن در شناسنامه يا جعل كارت ملي خود ,براي خويش اسمي غير از اسم وا قعي اش را اختيار مي نمايد .هر چند كه در اين مورد,تعلق يا عدم تعلق اسم اختيار شده به شخصي ديگر,فاقد اهميت است.
مثل كسي كه به علت آن كه فرد بدنام و داراي سوپيشينه اي است,اسمي مجعول اختيار مي كند كه اصلا وجود خارجي ندارد يا اينكه از ا سم فرد معتبر ديگري سو استفاده مي نمايد .
نكته مهم ديگر آن است كه در صورت تعلق اسم مجعول به يك شخص ديگر ,رضايت و اطلاع و يا عدم رضايت اين شخص ثالث هيچ تأثيري بر مسئوليت مرتكب ندارد,چون به هر حال نظم عمومي جامعه و حقوق قربانيان تضييع گرديده است.
منظور از اختيار نمودن عنوان مجعول نيز اتخاذ تيتر دانشگاهي و يا هرنوع مقام و سمت دولتي و غير دولتي دروغين است.به عنوان نمونه كسي كه خود را برخلاف واقع دكتر,پزشك,مهندس ,وكيل و … معرفي نمايد مصداق اتخاذ عنوان مجعول است. البته اتخاذ عناوين دوستي و خويشاوندي با اينگونه مقامات و سمت ها نيز مشمول حكم اخير است.مثل معرفي خود به عنوان فرزند يكي از وزرا و تحصيل و بردن مال ديگران از اينطريق.

دانلود نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی 2

دانلود نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی 2

6 – وسايل تقلبي ديگر:
در ماده يك قانون تشديد ,مقنن پس از ذكر برخي از انواع متقلبانه از عبارت ((وسايل تقلبي ديگر))استفاده كرده است و لذا هيچ ترديدي باقي نمي ماند كه استفاده از هرگونه وسيله اي كه عرفا وسيله ي متقلبانه محسوب مي گردد , مي تواند سبب تحقق عنصر مادي جرم كلاهبرداري شود . مثل ايجاد آتش سوزي دروغين و گرفتن پول از شركت بيمه يا تظاهر به داشتن نوعي معلوليت يا نقص عضو و بيماري صعب العلاج جهت دريافت وجوه و مزايا از سازمان هاي مربوطه يا ازعامه ي مردم ،فروش جواهرات بدلي بجاي اصل , نشان دادن زمين مرغوب بجاي زمين نامرغوب مورد معامله يا پوشاندن عيوب مبيع توسط بايع و….

موارد تشديدجرم و مجازات كلاهبرداري:
درجرم كلاهبرداري به تصر يح مقنن در قانون نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی ۲ ,گاه برخي وضعيت ها هم چون استفاده ي مرتكب از برخي شيوه ها و وسايل ,سبب تحقق جرم كلاهبرداري مشدد و در :
-()- :
)(( ))))(()) (()) – (())ضروري ديگر در جهت تحقق جرم كلاهبرداري,اغفال و فريب قرباني است.متعاقب تمسك كلاهبردار به مانورهاي متقلبانه شخص قرباني بايد فريفته شود. و گفته شد كه جهت تشخيص مانور هاي متقلبانه از معيار نوعي و جهت تشخيص اغفال قرباني از معيار شخصي استفاده مي شود.پس اگر به عنوان مثال مرتكب پس از بيهوش كردن قرباني ,اموال وي را ببرد عملش مشمول كلاهبرداري نيست.
از طرف ديگر لزوم فريب خوردن قرباني نشان مي دهد كه ارتكاب اين جرم تنها عليه يك انسان متصوراست . پس اگر كسي با انداختن يك سكه تقلبي درون يك دستگا ه ,نوشيدني يا شكلات يا ساير مواد غذايي را من غير حق تحصيل كند ,مرتكب جرم كلاهبرداري نشده است.كسي كه با دستكاري سيستم هاي رايانه اي مبالغي پول از حساب افراد برداشت مي كند مي تواند براساس قانون جرايم رايانه اي محكوم شود (قانون جرايم رايانه اي مصوب 5388كه داراي 56ماده و 52 تبصره است).
حال سوالي كه پيش مي آيد اين است كه آيا كلاهبرداري عليه دولت يا شركت(اشخاص حقوقي)قابل تحقق است؟
اداره حقوقي قوه قضاييه به اين پرسش در قالب نظريه ي شماره 23507مورخ 4437 پاسخ داده است.((باتوجه به تعريفي كه ماده ي يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشا و اختلاس و كلاهبرداري از بزه كلاهبرداري نموده است، قيد ((ديگري)) مذكور در آن اعم خواهد بود از دولت يا ساير اشخاص و به اين ترتيب مي توان گفت كه كلاهبرداري از افراد عادي نسبت به دولت هم ميتواند مصداق داشته باشد و ذكر كلمه ي ((مردم)) در قانون از باب غالب است ,زيرا غالبا كلاهبرداري از مردم صورت م يگيرد.
جهت استدلال بهتر نسبت به استدلال بكار گرفته توسط اداره ي حقوقي بهتر است بگوييم كه اين كه واژه ي (( مردم)) در نص ماده استفاده شده است نه ازباب غلبه ,بلكه به اين دليل است كه فقط مردم يعني ابناي بشر ميتوانند فريب بخورند يا به امور غير واقع اميد وار شوند. ليكن لزوما اموال مردم ,يعني اشخاص حقيقي برده نمي شودبلكه چه بسا فريفتن يك شخص به عنوان مدير عامل شركت يا كارمند دولت سبب برده شدن مال دولت يا آن شركت شود .
* از طرف ديگر بايد دقت كرد كه بايستي بين مانور متقلبانه و اغفال قرباني رابطه سببيت وجود داشته باشد .يعني اغفال در نتيجه ي مانور هاي متقلبانه باشد . و از طرف ديگر بايد بين اغفال قرباني و برده شدن مال هم رابطه ي سببيت وجود داشته باشد .پس اگر كسي خود را به معلوليت بزند و از اين طريق قصد اغفال ديگران و بردن اموال آنها را داشته باشد ولي نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی ۲ كه به او كمك مي كنند از وضعيت او (مطلع)هستند و با اين علم به او كمك مي كنند كلاهبرداري,تحقق پيدا نكرده است.يا مثلا كسي كه با توسل به مانور هاي متقلبانه نظر دختري را براي ازدواج جلب ميكند و متعاقب آن اقدام به تصاحب جهيزيه ي دختر مي كند نمي تواند به عنوان كلاهبردار قلمداد شود .يا كسي كه با جعل مدرك تحصيلي در اداره اي استخدام مي شود و متعاقب آن حقوق دريافت مي كند در اين حالت هم به علت فقدان رابطه سببيت مورد نياز عمل كلاهبرداري نيست.
* يكي ديگر از شروط ضروري جهت تحقق جرم كلاهبرداري ,تعلق مال برده شده به غير است.بنابرين كسيكه با توسل به مانور هاي متقلبانه مال خود را از تصرف ديگري خارج ميكند (حتي در صورت )):
(())(()) (())* (())* (()) () ؟
(())