سوالات جرم شناسی
دانشگاه پیام نور عباس نظیفی دانشگاه ازاد اسلامی دکتری کارشناسی ارشد علمی کاربردی
کارگران لهستانی هم در آمریکا به همین وضعیت مبتلا شده بودند . این ً ً ً » « » « » « ( ) ) ) 
» « » « » « » « » « » « ً ( ) ً :
ً :
:
( ) ً ً ( ) ، ً :
ً
ً
ً ؟
؟ :
-الگو انطباق با هم آوایی است . در این حالت فرد اهداف را می پذیرد . یعنی اهدافی که در جامعه معرفی شده اند مورد احترام و خاص فرد است ، ابزارهای مشروع هم پذیرفته می شوند . این قبیل افراد کسانی هستند که هر چند ممکن است در جامعه نابرابری اجتماعی ، تبعیض ، فساد و یا سایر جرایم وجود داشته باشد افرادی هستند که همواره برای رسیدن به اهداف از ابزارهای مشروع استفاده می کنند . در جامعه کنونی ما هم این قبیل کم نیستند کار مشروع می کنند و در رسیدن به هدف های مختلف اجتماعی مانند موقعیت اجتماعی ، استخدام در یک وزارتخانه ، پولدار شدن ، ارضای نیازهای جنسی و سایر امیال ، ابزارهای قانونمند و مشروع را می پذیرند و سعی می کنند برای رسیدن به هدف فقط از ابزارهای مشروع استفاده کنند ، حالا چه به نتیجه برسند ، چه به نتیجه نرسند .
-2الگوی رفتاری دوم ، نوآوری است . در این حالت فرد اهداف اجتماعی را می پذیرد . مثلاً او دوست دارد در کنکور قبول شود . دوست دارد در فلان اداره استخدام شود ، دوست دارد پولدار شود اما چون ابزارهای مشروع یا در اختیار او نیست و یا آنکه مطابق معیارهای مشروع صلاحیت رسیدن به هدف را نداشته ، مثلاً خیلی درس نخوانده است که در کنکور قبول شود ، متوسل به راه های نامشروع می شود . مثلاً سعی می کند با تقلب در کنکور قبول شود . برای رسیدن به فلان مقام یا فلان موقعیت اجتماعی رشوه بدهد . برای پولدار شدن اختلاس می کند ، مرتون معتقد است در حالت عدم تطابق جامعه در زمینه ابزار و اهداف ، نوآوری شایع می شود . پس نوآوران معمولاً قواعد بازی را مراعات نمی کنند رسیدن به هدف بیش از همه چیز برای آنان محترم و مهم است ، اگر چه هدف را پذیرفته اند اما راه رسیدن به آن را نمی پذیرند .
-3الگوی رفتاری سوم آیین باوری یا شعارگرایی است یا همان چیزی که ریا ، تظاهر گفته می شود . خصوصاً در جرایم ایدئولوﮊیک و فرهنگی ، فردی را تصور بفرمائید که اعتقاد به ارزش های دینی ندارد . اما در یک مراسم فاتحه خوانی شرکت می کند و فاتحه می خواند . در شعارگرایی هدف محترم نیست و آنچه که محترم است ابزار است اما چنین فردی این ابزار را برای رسیدن به هدف دیگر مورد استفاده قرار می دهد . مثلاً ناچار است برای مصون ماندن از تعقیب شغلی در محل کار در نماز جماعت شرکت کند یا ریش بگذارد . بنابراین در شعارگرایی توسل فرد به تدابیر و ابزارها نه برای رسیدن به اهداف معمولی منطقی آن آبزارها ، بلکه برای تعقیب هدفی دیگر است . متأسفانه شعارگرایی ، نفاق و تظاهر به ارزش مداری پس از جنگ تحمیلی تاکنون ریشه و عامل اصلی بسیاری از مفاسد نظام اجتماعی و اداری است .
-4الگوی چهارم ، گوشه گیری است : برخی از شهروندان پس از کمی تلاش و یا تلاش زیاد با استفاده از ابزارهای معمول و مشروع به هدف نمی رسند و اصطلاحاً سرخورده می شوند و کنج عزلت را انتخاب می کنند . برخی از افراد ارزشی ما پس از پیروزی انقلاب در حال حاضر چنین وضعیتی را دارند و چون این هدف برای او بی اهمیت است یقیناً استفاده از آن ابزارها برای رسیدن به هدف هم برای او منتفی است چون تلاش نمی کند که به آن هدف برسد .
-5الگوی پنجم : الگوی انقلابی است
در این حالت هم هدف دگرگون می شود و هم ابزار ، یعنی فرد علاوه بر اینکه هدف معمول بر جامعه را نمی پذیرد و یا شاید آن اهداف را در کنار اهداف جدید بپذیرد به همین ترتیب ابزارهای نوینی را هم برای رسیدن به اهداف خود برمی گزیند . ممکن است گوشه گیران به تدریج در قالب افرادی انقلابی ظاهر شوند و با انقلاب ، نظام ارزشی و هدفی جامعه را دگرگون کنند .
سوال : چرا از حالت انطباق بعضی ها به حالت نوآوری روی می آورند ؟ گفتیم که یک سری اهداف برای ما تعریف می شود اهدافی که همه سعی می کنند به آنها برسند مثل کسب موقعیت اجتماعی ، موفقیت در کنکور ، داشتن کارت پایان خدمت ، این ها یک نیازها و اهدافی است که فرد در جامعه دنبال می کند .
یک هدف بهتر در میان اهداف همیشه وجود دارد . یک سری ابزارها هم در جامعه تعریف شده است . گفته می شود که اگر کارت پایان خدمت می خواهید باید به خدمت
سربازی رفت ، اگر می خواهید در کنکور موفق شوید بایستی تلاش کنید ، مطالعه کنید ، در کنکور شرکت کنید و قبول شوید . اگرمی خواهید پولدار شوید باید کار
مشروع کنید . حال فردی که به نوآوری روی آورده است شاید قبلاً این ابزارهای مشروع را تست کرده است . مثلاً در کنکور شرکت کرده است ولی موفق نشده است ، کار و فعالیت زیادی انجام داده است . مخصوصاً در طبقات ضعیف و کارگری جامعه هر چه تلاش کرده است پولدار نشده است . به هر راهی که متوسل شده است به هدف نرسیده است و می بیند که یک سری ابزارهای دیگر هم وجود دارد و می شود به طرق دیگر به هدف رسید ، ابزارهای مشروع را کنارمی گذارد ، مبادرت به نوآوری می کند . ابزارهای جدیدی را خودش پیدا می کند ، نوآوری یعنی توسل به ابزارهایی غیر از ابزارهای پذیرفته شده و مشروع در جامعه برای رسیدن به هدف ،که معمولاً نوآوری در قالب جرم بروز می کند . مثلاً سوالات کنکور را با دادن رشوه می خرد . کارت پایان خدمت یا معافیت را با دادن رشوه می خرد یا برای پولدار شدن مرتکب سرقت می شود . مرتکب کلاهبرداری و سایر جرایم می شود .

جرم شناسی
یکی دیگر از نظریاتی که در جامعه شناسی جنایی اهمیت دارد نظریه یادگیری یا معاشرت ترجیحی است . این نظریه مطلق است به جرم شناسی آمریکایی به نام ادوین ساترلند .
ادوین ساترلند یکی از جرم شناسان برجسته ی جرم شناسی در آمریکاست که پایان نامه دکترای خود ً : ( ) ( ) :
) :
ً ً ( ) ً ً قرن بیستم یک مکتبی در دانشگاه شیکاگو ظهور کرد که خیلی مشهور هست در جامعه شناسی تحت عنوان مکتب جامعه شناسی شیکاگو و ودر این مکتب، بسیار در خصوص جامعه شناسی انحرافات تحقیقات عمیقی را انجام گرفت و تحقیقاتشان شهرت جهانی دارد تحقیقات بسیار مفصلی را انجام دادند و محوریت مطالعاتشان هم در خصوص این بود که چرا جرم در شهر شیکاگو و برخی دیگر از شهرهای آمریکا مانند تکزاس ، به صورت فعالیت های باندی و گروهی درآمده به ویژه جرائم علیه امنیت ، جرایم علیه اموال و جرایم علیه اشخاص . این اساس تحقیق و مطالعه دانشمندان مکتب شیکاگو بود . نظریه تارد هم که در حقیقت در قرن نوزدهم میلادی ارائه شده بود شاید چندان راهگشا نبود . ساترلند با تلفیق نظریه تارد و برخی تحقیقاتی که دانشمندان مکتب شیکاگو انجام داده بودند ، نظریه ای را برای اولین بار مطرح کرد و اعلام کرد که : جرم ناشی از قرار گرفتن فرد در محیط آلوده به فساد و تبهکاری است ، جرم در محیط آلوده به جنایت و تبهکاری آموخته می شود . نظریه ساترلند نه ( ( 9 رکن و یا نه اصل اساسی دارد که ما این 9 رکن و یا اصل را در ذیل مورد بررسی قرار می دهیم .
ب- ارکان نظریه ساترلند :
-1رکن اول : ساترلند معتقد است که جرم آموخته می شود .
عده ای از جرم شناسان پیشین از جمله لومبرزو ، انریکوفری و زیست شناسان جنایی اعتقاد به ارثی بودن وهمین طور جبری بودن جرم داشتند . معتقد بودند که جرم ریشه ی زیستی / ﮊنتیکی یا پزشکی دارد اگر چه انریکوفری اعتقاد به تأثیر عوامل اجتماعی در جرم داشت اما معتقد بود که عوامل اجتماعی جبرأ فرد را به سمت ارتکاب جرم هدایت می کنند . اما در بینش ساترلند جرم مانند هر رفتار دیگری است و زمانی فرد مرتکب جرم می شود که بیاموزد چگونه مرتکب جرم شود ایشان مثال می زند تا زمانی که شخص در زمینه مکانیکی آموزش نبیند نمی تواند مکانیک شود . ( اصل اول این بود که جرم آموخته می شود و توجیه آن بود که همانطور که سایر رفتارها آموخته می شود و نیاز به آموزش دارد جزم نیز آموخته می شود )
-2اصل دوم : اینکه جرم در یک فرایند ارتباطی میان فرد با افراد کجرو آموخته می شود .
ارتباط گروه ها ، دوستان ناباب با فرد زمینه ای است برای اینکه ارتکاب عمل مجرمانه آموخته شود . معمولاً این ارتباط یا ارتباط کلامی است یا رفتاری و حرفه ای .
-3اصل سوم : از اصول نظریه ساترلند این است که فرا گرفتن جرم غالباً در یک گروه صورت می گیرد که آن گروه برای فرد ، گروه مرجع محسوب است . اگر چه این امکان وجود دارد که ارتکاب جرم از طریق رادیو و تلویزیون ، مجلات و غیر اینها آموخته شود اما آنچه که از نظر ساترلند محور یادگیری اعمال مجرمانه را تشکیل می دهد گروه های ناباب ، باندهای مجرمانه و تبهکارانه است .
توضیح اینکه گفتیم که یک سری دیدگاه هایی در جرم شناسی وجود داشت که معتقد بودند جرم یک پدیده جبری هست و در حقیقت خصوصاً لومبرزو و بعضی دیگر از دانشمندان جرم شناسی که پیروان مکتب زیست شناسی جنایی بودند ، اعتقاد داشتند که جرم در نتیجه توارث از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و رشته در ﮊنتیک انسان دارد و دیدیم که لومبرزو می گفت که : جرم ریشه در نوعی نقص در تکامل فرد دارد . به همین جهت هر گونه عقیده ای را در خصوص امکان درمان مجرم یا اصلاح وی ً : ً ً ( ) ً
فهرست مطالب