سوالات حقوق جزای اختصاصی 1
جرایم علیه اموال و مالکیت کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور دانشگاه ازاد اسلامی علمی کاربردی سراسری دولتی رشته حقوق میر محمد صادقی ساولانی
: : : : : !! : ؟؟
( =+) :
: () ؟ : : – – :

: :
( ) () ؟ :
– – – –
– – – -:
– – – – : : :
– – = – – = -= +
– – = : : : ؟؟ : : : : : شیرخوارگی پس ازآن اجراي قصاص بلامانع است.
نکته : در خصوص زن حامله مورد فوق در نفس بود. در مورد عضو باز هم قانون نظر به آن دارد که قصاص با تاخیر اجرا شود. البته اگر اجراي قصاص خوف آن داشته باشد که به جنین لطمه یا آسیبی وارد کند.
نکته : صراحت قانون اعلام می دارد اجراي قصاص نفس به حالتی است که کمترین آزار وارد شود. مطمئن ترین روش همان به دار آویختن است . حال فرض کنید ولی دم مصر به اجراي قصاص است. قصاص اجرا می شود اما ولی دم نسبت به میت مجددا آسیب وارد می کند. در اینجا ولی دم از حق زیاده روي نموده است و محکوم بر جنایت بر میت می شود.
نکته : دیه به ارث می رسد اما در مورد جنایت بر میت دیه به ارث نمی رسد!!!! صرف دیون یا امور خیر می شود.
نکته : براي اجراي قصاص شرایط در زمان جنایت را لحاظ می نمایند و سپس قصاص اجرا می شود. یعنی جنایت در حال هوشیاري بی حسی ، بی هوشی اگر رخ دهاد ، قصاص هم متناسب با آن اجرا می شود. طبیبی در اتاق عمل مامور به جراحی قلب است. بیمار هم بی هوش و بی حس ، تعمدا انگشت بیمار را قطع می کند. در اینجا پزشک معالج محکوم به قصاص عضو است اما باید پزشک را بی هوش و بی حس نمود. به عبارتی تساوي در شرایط پیرامون.
نکته : اگر شخص مجنی علیه که مثلا انگشت او قطع شده است ، پیوند بزند ، هرگز به معناي سقوط قصاص نیست و قصاص اجرا می شود. حال مفروض بدانیم قصاص از سوي مجنی به جانی اجرا می شود. در اینجا جانی حق دارد پیوند بزند این پیوند به هیچ عنوان حقی براي مجنی علیه حاصل نمی کند. به عبارتی اعاده قصاص منتفی است.
– 2 ماده 371 و 372 از امور پر مناقشه در پاسخ می باشد. براي تحلیل این 2 ماده هر کدام را به صورت مجزا به شرح ذیل بررسی میکنیم.
م 371 : جانی جنایت
بر عضو ب الف
ث
قاتل
در پلن ارائه شده شخص الف آسیب هاي جدي به ب وارد می کند( 2 گلوله به او اصابت می کند) اما شخص ب هنوز زنده است هر چند حال جسمانی او حاد است. در اینجا ث ورود می کند و او را به قتل می رساند. قاتل شخص ث است و الف جانی جنایت بر عضو.
تذکر : رفتار شخص الف کاملا خطرناك ، حاد و اثرگذار است اما ملاك زنده بودن است در م
. 371
م 372 :
قاتل الف
ث
جانی جنایت
بر میت
در این الگو شخص الف آسیبی به شخص ب وارد آورده است. شخص ب آخرین رمق حیات را دارد. مثل مرگ مغزي. که قانونگذار از لفظ در حکم مرده استفاده می کند. در اینجا شخص الف قاتل است و محکوم به دیه جنایت بر میت.
استیذان در قصاص :
نکته : براي اجراي قصاص اذن رهبر الزامیست. استیذان از سوي رهبر براي رعایت حقوق اصحاب پرونده است نه فقط ولی دم. اذن رهبر ، اذنی است تشریفاتی یعنی استیذان مانع اجراي قصاص نیست.
نکته : رهبر استیذان را به شخص منصوب نائب خود یعنی رئیس قوه تفویض می کند و رئیس قوه به دادستان هاي منصوب. اذن ریشه در فقه دارد.
نکته : براي اجراي قصاص مباشرت در اجراي حق است یعنی شخص ولی دم شخصا می تواند اقدام به قصاص نفس بنماید اما به شرط آنکه تشریفات قانونی و لازم صورت گرفته باشد و تحت نظارت واحد اجراي احکام کیفري قصاص اجرا شود.
پایان جلسه دهم
جلسه یازدهم
در ماده 435 بحث عودت یا بازگشت قصاص است. مطلب آن است که اگر شخص جانی مرتکب جنایتی شود که مستحق قصاص است ، فرار کند در اینجا آیا قصاص ساقط است؟ مسلما خیر!
اگر مدت زمان فرار طولانی باشد ، آیا مرور زمان یا همان تقادم فقهی جاري است؟ مسلما خیر!
چونکه مرور زمان مختص تعزیرات است. در حدود ، قصاص دیات وجاهتی ندارد.
نکته : فرار عامل قابل بازگشت است. شخصی پس از جنایت عمدي می گریزد و قصاص موقتا متوقف می شود تا بازگشت. مطلب آن است که آیا با بازگشت جانی قصاص اعاده می شود یا خیر؟ در اینجا بر اساس نظر صاحب حق حل مطلب می شود بدین صورت که:
الف) اگر نظر صاحب حق انصراف از قصاص باشد ، قصاص ساقط می شود.
ب) اگر نظر صاحب حق به نحوي باشد که ناچار به دیه باشد ، قصاص باز می گردد.
نکته : در مورد دوم که شخص گزینه اي چون دیه ندارد ، می تواند قصاص را تقاضا کند مشروط به آنکه قبل از قصاص دیه اخذ شده را مسترد کند. این استرداد به روز صورت می گیرد.

حقوق جزای اختصاصی
نکته : در م 435 جنایت عمدي است و عامل فرار منتسب به جانی اما در همین ماده جواز پرداخت دیه از سوي مقنن صورت گرفته است ، اما چه کسی دیه را می پردازد؟ در اینجا نوع جنایت که یا به نفس است یا عضو بیانگر پرداخت کننده دیه است اما دقت کافی داریم که باید بین نفس و مادون نفس تمیز قائل شویم. اگر جنایت به نفس باشد ، مسئول پرداخت دیه یا شخص جانی می باشد که از اموال او برداشت می شود یا عاقله شخص جانی می باشد یا بیت المال.
اگر جنایت به عضو (مادون نفس) باشد ، یا از اموال جانی پرداخت می شود یا از بیت المال.
تذکر : شخص عاقلع از ریشه عقل – عقال می باشد. یک قرارداد کاملا با سنت اعراب است.
دقت می شود که براي عاقله، اجماع به روایت وجود دارد(منقول – محصل) اما عاقله شخصی است که مسئولیت او در جنایات خطاي محض لحاظ شده است. اما استثنائا در مطالب بیان شده در صدر در خصوص جنایات عمدي عاقله را دخیل در موضوع می داند. به ظاهر نقض غرض است اما با اندکی تسامح می توان استثناء را که در م 435 است کاملا پذیرفت.
نکته : اگر قصاص نفس اجرا شود اما قاتل زنده بماند آیا ولی دم حق مجدد قصاص را دارد یا خیر؟ دیدگاه ها متفاوت است اما مقنن مجددا تجویز قصاص در نفس را اعطا نموده است.
نکته : در مورد فوق که قصاص نفس : :
:
( ) :
: – – ( )
: :
– – – : : – ( )
– : ! : : همین عدد معین.
نکته : عمد طبق مواعد پرداخت ظرف یکسال دیه آن پرداخت می شود اما براي عمد 2 حالت را لحاظ می کنیم:
حالت اول: اگر عمد موجب دیه باشد ، در اینجا همان یکسال لحاظ می شود.
حالت دوم: اگر جنایت عمد موجب قصاص باشد ، قصاص را با مصالحه تبدیل به پول یا مال بنماییم . در اینجا یا در ضمن مصالحه زمانی تعریف شده است که مورد توافق طرفین است(هر تایمی) اما اگر زمان تعیین نشده باشد ، 1 سال از تاریخ صلح محاسبه می شود.
تذکر : 1 سال فوق از همان اصل اخذ شده است. رجوع به اصل نیاز به دلیل ندارد.
مسئول پرداخت دیه:
براي پرداخت دیه شخص قاضی مسئول را تعیین می کند. مجموعا در خصوص عمد و شبه عمد مسئول پرداخت دیه شخص مرتکب است اما در خصوص خطاي محض علاوه بر مرتکب ، شخصی مطرح می شود به نام عاقله که براي عاقله به موجب قانون نکاتی به شرح ذیل وجود دارد.
پایان جلسه یازدهم

نمونه سوالات جزا
جلسه دوازدهم
مسئول پرداخت دیه :
نکته 1- : عاقله از بستگان با جنس ذکور می باشد.
2- عاقله از بستگان ذکور نسبی می باشد.
3- عاقله از بستگان ذکور نسبی ابوینی-ابی( پدر مادري- پدري) می باشد.
4- عاقله مسئولیت تکلیفی به پرداخت دیه دارد یعنی حکم او وضعی نیست.
5- عاقله در جنایت خطاي محض از قتل تا موضحه مسئول می باشد.
6- عاقله باید تمکن مالی ، نسب مشروع ، عاقل ، بالغ باشد یعنی شخص مجنون ، کودك و معسر و ولدالزنا نباشد.
7- عاقله یا واحد است یا متعدد. اگر متعدد باشند ، مسئولیت آنها کاملا مساوي است. فرض کنیم
9 عاقله وجود دارد. دیه کامل هم 90 میلیون است. هر عاقله 10 میلیون مسئول است.
8- اگر شخص مرتکب عاقله داشته باشد ، مسئولیت کاملا مشخص است به عاقله اما اگر نداشته باشد خود مرتکب دیه را می پردازد. حال اگر مرتکب هم تمکن نداشته باشد ، دیه از بیت المال پرداخت می شود.
میزان دیه :
جنایت از نظر تحمل یا به نفسی است یا به عضو یا منفعت که این عدد دیه هر سال توسط رئیس قوه قضائیه تعیین می شود و به نظر رهبر می رسد. براي مقادیر دیه به روش ذیل عمل می شود :
1- دیه نفس : دیه نفس وابسته به جنس است اگر شخص فوت شده مرد باشد ، دیه او کامل است(200) اگر جنس او زن یا مونث باشد ، دیه او نصف است (100).
نکته : خنثی یا مشکل است یا غیر مشکل. غیرمشکل چون تعیین آن بلا مشکل است یا ملحق به زن است یا ملحق به مرد.
خنثی مشکل تعیین جنس آن امکان پذیر نیست. دیه آن است. محاسبه آن بدین صورت است:
نصف دیه زن + نصف دیه مرد = دیه خنثی مشکل 150= 100+50
2- دیه عضو و منفعت : مقنن و فقها براي اعضا و منافع از دو روش دیه را تعیین می کنند. که اصطلاحا یا دیه مقدر یا غیر مقدر لحاظ شده است. مطلب آن است که بین مقدر و غیر مقدر باید تمیز قائل بشویم بدین صورت که در دیه مقدر زن و مرد تا برابر هستند اما و بیش از در خصوص زن باعث می شود که دیه آن عضو تبدیل به نصف شود.
مثال) مفروض بدانیم دیه کامل 200 می باشد. دست(عضو زوج) اگر قطع شود ، دیه آن 100 یا است. حال اگر مجنی علیه زن باشد ، دیه آن نصف می شود یعنی50 .
تذکر : تغییر فوق بدان : ) : : : – () – – : : : : : :
: : : : ()
فهرست مطالب